آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٩ - باب پنجم انواع مسخشدهها و احكامشان و علل مسخشان
را بشناسد در زمين نباشد بلكه بآسمان برآيد و خدايش مسخ كرد و آيت جهانيان ساخت.
و اما زهره مسخ شد چون زنى بود كه هاروت و ماروت دو فرشته را فريفت و اما كژدم براى اينكه مردى بود سخن چين و دشمنى افكن ميان مردم، و اما فيل براى اينكه مردى بود زيبا و بهائم را چون گاو و گوسفند از روى شهوت ميگائيد نه زنها را، و اما جرّى براى اينكه مرد بازرگانى بود و براى مردم كم پيمانه ميكرد و كم بترازو ميزد، و اما دعموص (كرمك سياه ته آب) براى آنكه مردى بود كه چون با زنان مجامعت ميكرد غسل جنابت نميكرد و نماز را نميخواند و خدا جايگاهش را تا روز قيامت تك آب ساخت از بيتابى بر سرما.
و اما خرس براى اينكه مردى بود راهزن، رحم به غريب و درويش نميكرد جز اينكه او را لخت ميكرد، و اما سوسمار براى اينكه مردى بود از اعراب و چادرى بر سر راه داشت و چون كاروانى بدو ميگذشت و باو ميگفت اى بنده خدا از كدام راه بفلان جا برويم اگر مشرق را ميخواستند آنها را بمغرب بازمىگردانيد و بر عكس و آنها را سرگردان ميكرد و براه خير ره نمينمود، و اما عنكبوت بشوهرش خيانت ميكرد و ديگرى را بخود راه ميداد، و اما خارپشت مردى بود از بزرگان عرب و مسخ شد زيرا چون مهمان بدو ميرسيد در بروى خود ميبست و بكنيزش ميگفت برو نزد مهمان و بگو آقايم در خانه نيست و مهمان بر در خانه گرسنه شب را ميگذرانيد و اهل خانه سير و شاداب.
١٠- در بصائر- ١٠٢-: بسندش از عبد اللَّه بن طلحه كه پرسيدم از امام ششم ٧ از وزغ فرمود: پليد است و همه مسخ شدهاند چونش كشتى غسل كن.
١١- در كتاب محمّد بن مثنى: بسندى از عمار بن عاصم سيستانى كه بدر خانه امام ششم ٧ آمدم و نزد آن حضرت درآمدم و گفتم: بمن خبر ده از مار و كژدم و چسنه و مانند آن، فرمود: قرآن نخواندى؟ گفتم همه قرآن را نميدانم فرمود نخواندى «آيا نديدند چه بسيار هلاك كرديم پيش از آنها از ملتها كه در خانه آنان