آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠ - آيات قرآن مجيد
رجحان دارد و امر براى استحباب است.
خلاصه نميشود آيه را دليل حرمت چيزهائى كه طبع از آنها نفرت دارد دانست.
رازى گفته: خوردن گاهى واجب است براى دفع زيان و گاهى مستحب است چنانچه مهمان تنها خوردن را خوش ندارد و همخوراكى با او مستحب است و گاهى هم مباح است زيرا كه اين عوارض را ندارد، و اصل هر چيزى اينست كه مجرد از عوارض باشد و خود خوردن امريست مباح و امر بدان هم براى اباحه است.
سپس گفته: اصحاب از كلمه «مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ» دليل آوردند كه بسا روزى حرام باشد زيرا اگر هر چه روزيست حلال باشد معنا چنين مىشود كه بخوريد از حلال هر چه برايتان حلال كرديم و اين تكرار است و خلاف اصل، و پاسخ دادند كه طيب در لغت لذت بخش است، و شايد مردمى، پنداشتند كه توسعه در خوراك و فزونى آن از طيبات ممنوع است و خدا فرمود: بخوريد از لذائذى كه براى شما حلال كرديم و نام بردنش براى اين معنا بوده- پايان- و مضمون باقى آيه اينست كه وجوب شكر خدا وابسته بپرستش او است كه بر شما واجب است چون معبود شما است و شكرش هم بر شما واجب است چون بشما احسان كرده، طبرسى- ره- در (٢: ٢٥٢ مجمع) چنين گفته رازى گفته، در آن چند وجه است.
١- شكر كنيد خدا را كه اگر شناساى اوئيد و نعم او و مقصود از عبادت معرفت است كه سبب آنست.
٢- اگر خواهيد عبادت خدا كنيد شكرش كنيد چون شكر سرّ و پرستش است.
٣- خدا را شكر كنيد كه اين نعمت را بشما داده اگر تنها او را ميپرستيد و او را معبود خودتان دانيد نه جز او را.
گويم: محتمل است غرض اين باشد كه شكر درست آيد بترك شرك و اخلاص در پرستش خدا تعالى، «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ» گويا استثناء باشد