آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٩ - روايات
كنند و نبرد با ما را واجب دانند و كشتن ما را لازم، اى پسرم بپرهيز از اينان و بپرهيز كه دو تن آنها بيكى از خاندانت خلوت نكنند جز اينكه قصد كشتن او كنند- تا آخر خبر- بيان: موصل با ميم فتحهدار و سكون واو معروف است و زوراء بر دجله بغداد و خود بغداد اطلاق شده زيرا درهاى درونى آنها از بيرون مزور است، و ممكن است احوال اين بلاد باختلاف زمان عوض گردند و آنچه در خبر ذكر شده وضع آنها بوده در آن زمان.
٦- در علل (ج ٢ ص ٢٥٩): بسندى تا رسول خدا ٦ كه چون مرا بآسمان بردند جبرئيلم بدوش راست برداشت و نگاه كردم بيك بقعه از زمين كوهستان كه سرخ بود، زيباتر از رنگ زعفران و خوشبوتر از مشك بناگاه بر آن پيرى بود و كلاه بلندى بر سر داشت با جبرئيل گفتم، اين بقعه سرخ زيبارنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشك چيست؟
گفت: سرزمين شيعه تو و شيعه على ٧ است گفتم اين پير كلاه دراز كيست گفت ابليس، گفتم از آنها چه ميخواهد، گفت ميخواهد آنها را از دوستى على باز دارد و بفسق و هرزگى وادارد، گفتم: اى جبرئيل ما را نزد آنها فرود آور، ما را تندتر از برق جهنده و ديده روشن بدانها فرود آورد و گفتم قم برخيز اى ملعون، و با دشمنانشان در مال و فرزند و زن شريك شو كه تو را تسلطى بر شيعه من و شيعه على نيست، و آنجا قم ناميده شد.
٧- در اختصاص (١٠١): بسندى كه رسول خدا ٦ فرمود: چون مرا بآسمان چهارم بردند نگاه كردم بگنبدى از لؤلؤ كه ٤ پايه و ٤ در داشت و چون ديباى سبز بود، گفتم: اى جبرئيل اين گنبد چيست كه در آسمان چهارم بهتر از آن نديدم، فرمود:
دوستم محمّد، اين صورت شهريست كه بآن قم گويند كه مردمى با ايمان در آن گرد آيند، منتظر محمّد ٦ و شفاعت او در قيامت و روز حساب، دچار اندوه و گرفتارى و بديها باشند، راوى گويد از امام دهم پرسيدم تا كى در انتظار فرج باشند؟ فرمود تا آنگاه كه آب روى زمين پديدار گردد.