آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٠ - أصناف معادن
مواد و فراهم كردن استعداد و از اين رو است كه كيمياء نامى است و نامدارى ندارد و اسم بىمسمى است.
ميگويم: از برخى اخبار بر آيد كه ثابت است ولى معلوم نيست كسى جز معصوم آن را بداند، و هر چه كه را ديديم و شنيديم كه مدعى علم بدان بود نيرنگ باز و فريبكار بود و فريب خوردهها بدنبال آنهايند و صرف عمر در آن بيهوده و بىسود است.
١٣- در توحيد مفضل: امام صادق ٧ فرمود: اگر خواستاران كيميا ميفهميدند آنچه در عذره است بگرانترين بهايش ميخريدند و بر سر آن دعوا ميكردند.
١٤- در كافى (ج ٥ ص ٢٠٧): بسندش از ثمالى كه بامام ششم ٧ ببازار مس گذر كردم، گفتم قربانت اصل اين مس چيست؟ فرمود: نقره است جز اينكه زمين آن را فاسد كرده و هر كه تواند فسادش را بيرون آرد از آن سود برد.
١٥- در مجازات النبويه رضى است كه رسول خدا ٦ فرمود: در باره كوه پشتش دژ است و درونش گنج.
سيد- ره- گفته: اين سخن مجاز گوئى نيست زيرا درون كوهها بطور حقيقت گنج باشند، و همانا اراده كرده است كه صاحبانش از آن تيكهها بر آرند كه مالشان فزايد و حالشان نيك شود، و پشت كوهها دژ است، يعنى نجات از هلاك است و پناهگاه هنگام گريز.
١٦- در خرائج: كه احمد بن عمر حلال گويد بابى الحسن دوم ٧ گفتم قربانت: من از اين صاحب رقه بر تو نگرانم. فرمود: از او زيانى بمن نرسد، راستى خدا را سرزمينها است كه طلا ميرويانند و خدا آنها را بناتوانترين خلقش كه مورچه است حفظ كرده و اگر يك فيل بدان رو كند نتواند بآنها رسد، و شاء گفت: من از اين بلاد پرسيدم و پيش از پرسشم اين حديث را شنيده بودم، و بمن گزارش شده كه ميان بلخ و تبت باشند كه طلا رويند و در آنها مورچهايست بمانند سگها كه بر گردن قلّاده