آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٦ - روايات
و اما صاحب الامر پس رسول خدا است و وصى پس از او كه بر روى زمين بر پا است، و همانا فرمان از بالاى آسمانها و زمينها باو فرو آيد، گفتم: زير پاى ما جز يك زمين نيست؟ فرمود: زير پاى ما جز يك زمين نيست و راستى شش زمين ديگر بالاى سر ما هستند.
عياشى از حسين بن خالد مانندش را آورده.
بيان: فيروزآبادى گفته «حبك» بمعنى بستن و محكم كردن و خوب ساختن جامه است، حبك آسمان راههاى اخترانست و تحبيك توثيق و نقشه كشى است (پايان) و مقصود از اينكه آسمان محبوك است بزمين اينست كه بدان وابسته است، و هر آسمانى گنبد زمينى است، و چون اين مخالف حس و عيانست ممكن است آن را بدو وجه تاويل كرد:
١- كه بباور نزديكتر و بشواهد عقليه موافقتر است اينست كه مقصود از زمين هر عنصرى جز آسمانست و مقصود نفى اين توهم است كه ميان آسمان و زمين خلا باشد بلكه پر از عناصر ديگر است، و مقصود از هفت زمين اين زمين باشد و شش آسمان بالاى سر ما، زيرا زمين قرارگاه است و آسمان سايه سر و بالا پس روى اين زمين زمين ما است و آسمان يكم سايه سر ما، و سطح محدّب آسمان يكم قرارگاه و زمين فرشتههاى پايدار آن و آسمان دوم سايه سر آنها و همچنين تا برسد بآسمان هفتم كه ديگر زمين نيست چنانچه زمين ما آسمان و سايه سر ديگران نيست ولى ٦ آسمان ميانه از نظرى زمينند و از نظرى آسمان.
٢- مقصود اين باشد كه هفت آسمان كرههاى جدا از هم هستند و ميان هر كدام زمينى است، و آسمانها توى هم نيستند چنانچه مشهور است بلكه بالاى يك ديگرند و بهم تكيه دارند .. و اما صاحب الامر يعنى صاحب اين فرمانى كه نازل مىشود و بايد باو رسد[١].
[١] اين حديث كه بطور خلاصه از تفسير مجمع البيان هم نقل شد. تقريريست روشن از نظريه نيوتن كه بوجه معجزهآسائى از امام هشتم روايت شده زيرا اين ستون نامرئى ميان آسمان و زمين همان قوه جاذبه عمومى است كه بست و بند همه اجزاء و موجودات فضا است و آسمان در زبان قرآن و حديث چنانچه در پيش گفتيم همان فضاى بالاى سر است كه تودهاى ماده سيال هوائى دارد و در اخبار از آن بموج مكفوف تعبير شده و زمين همان كرههاى سياراتند كه تودهاى از عناصر زمين ما آنها را تشكيل داده است و آنچه مؤلف- ره- در وجه اول تأويل آن گفته بسيار ناروا و خلاف صريح روايت بنظر مىآيد( شرح مترجم).