آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢ - تفسير
ميانشان فاصله است، و آسمان بر همه سايه دارد، و خدا داناتر است بدان چه علمش را ويژه خود ساخته و بر بندههايش نامعلوم است.
و عياشى بسندش از ابى الحسن ٧ روايت كرده كه دو كفش را گشود و راست را بر چپ نهاد و فرمود: اين زمين دنيا است و آسمان دنيا گنبد آنست، زمين دوم بالاى آسمان دنيا است و آسمان دوم گنبد آنست و زمين سوم بالاى آسمان دوم است و آسمان سوم گنبد آنست تا چهارم و پنجم و ششم را بيان كرد و فرمود: زمين هفتم بالاى آسمان ششم است و آسمان ششم گنبديست بر آن، و عرش رحمان بالاى آسمان هفتم است[١] و اينست معناى قول خدا «هفت آسمان و مانند آنها از زمين كه فرمان ميان آنها فرو آيد» و فرماندار پيغمبر است كه روى زمين است.
همانا فرمان از بالا آيد از ميان آسمانها و زمين و بنا بر اين معنا اينست كه فرشتهها فرمانهاى خدا را به پيغمبران آورند، و گفتهاند مقصود اينست كه فرمان زندگى برخى و مرگ برخى يا سلامت زندهاى و نابودى ديگرى، و توانگرى آدمى و درويشى ديگرى و گردش كارها وفق حكمت از سوى خدا ميان آسمانها و زمينها فرو شوند (پايان).
رازى در (ج ٣٠ ص ٤٠) تفسيرش گفته: كلبى گفته: آفريد هفت آسمان بر زبر هم چون گنبد «و از زمين مانند آنها» هفت طبقه بهم چسبيده چنانچه مشهور است زمين ٣ طبقه دارد يكى زمين خالص و ديگرى زمين گل و سومى روباز كه بخشى در خشكى است و بخشى در دريا و آن معموره زمين است و دور نيست كه زمين بمانند هفت آسمان است منظور هفت اقليم باشد كه وابسته بهفت آسمانند و هفت سياره
[١] اين روايت هر زمين را يكى از سيارات دانسته كه از عناصر آفريده شدهاند چنانچه امروز ثابت شده و آسمان همان فضاى بالاى آنها است كه چون گنبدى بر آنها احاطه دارد و بايد اين روايت را كرامتى روشن شمرد گر چه تعبير از هر سياره بزمين معروف نيست( شرح مترجم).