آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٥ - روايات
|
دانشم دريافت برخى ز آنچه هست |
نى نهان را و خدا داناتر است |
|
|
آنچه را خواستم محكم نمودم ساختش |
سخت بنيادم خدا محكمتر است |
|
|
خواستم من تا بدانم مبدأ اين نيل را |
ليك درماندم و زان هر مرد زان عاجزتر است |
|
|
راه ببريدم بصحراء دو چهل سال تمام |
با بنو حجر و سپاهى بيكران كان لشكر است |
|
|
تا گذشتم سر بسر از هر پرى و آدمى |
تا جلوگيرم يكى درياى تيره در بر است |
|
|
شد يقينم راه آنجا نيست تا من بگذرم |
نه پس از من را گذر باشد ته آن كو پيشتر است |
|
|
بازگشتم من بسوى كشورم با جارچى |
جار زد در مصر دنيا گاه بد گه خوشتر است |
|
|
صاحب اهرام اندر مصر سر تا سر منم |
صاحب گل پختههايش و آنچهشان اندر بر است |
|
|
بر نهادم اندران نقشى ز كف و حكمتم |
تا بماند روزگاران بىحفاظ و سرپرست |
|
|
اندر آنها گنجهائى و شگفتيها بود |
دهر گاهى تلخ و گاهى هم هجوم آورتر است |
|
|
بر گشايد فعلهايم راز هر امر عجيب |
والى از پروردگارم چون زمان در آخر است |
|
|
در كنار كعبه اظهار امامت ميكند |
امر او بالا بگيرد حكم حىّ داور است |
|
|
٨ و ٩ با ٢ ديگر با ٤ يد دنبال آن |
با ٩٠ آيد كه خونست و زبانها بند و بست |
|
|
بعد از آن نه با نود چون بگذرد از روزگار |
اين بناها در فرود و در خرابى اندر است |
|