آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٣ - روايات
كند» يعنى مردمش پاك مسلمان ميشوند و بدهاى آنها را از ميان ميروند و نيكان ميمانند و بر آن شكيبا نماند جز صميمى و مغزدار پس چون كوره آهنگريست كه پليدى و چرك را نابود كند و آهن و قلع پاك را بجهاند، و اين هم مجاز است، و اين خبر بلفظ ديگر هم رسيده كه عمر بن عبد العزيز ذكر كرده گفته، شنيديم از رسول خدا ٦ كه فرمود: مدينه پليد مردان را نابود كند چنانچه كوره آهنگرى پليدى آهن را و معنى در هر دو تعبير يكى است.
٥١- در كتاب جعفر بن محمّد بن شريح، بسندى از ابن عباس از پيغمبر ٦ كه چون مردمى از يمن باو وارد ميشدند ميفرمود، مرحبا بهم تيرههاى شعيب و احبار موسى.
٥٢- و از او كه تا پيغمبر رسانده، فرمود، حضرموت بهتر از حارثيين باشند.
٥٣- بسندى از عبد اللَّه بن وليد كه وارد شديم بر امام ششم ٧ و باو سلام داديم و برابرش نشستيم فرمود چه كسانى باشيد؟ گفتيم از اهل كوفه، فرمود: هيچ شهرى مانند كوفه دوستدار ما نيستند و سپس اين گروه شيعه، راستى خدا شما را براهى هدايت كرده كه مردم آن را ندانند، شما ما را دوست داريد و مردم ما را دشمن دارند، شما ما را باور داريد و مردم ما را دروغ شمارند، شما پيرو ما هستيد و مردم مخالف ما هستند، خدا زندگى شما را زندگى ما سازد، و مردن شما را مردن ما- الخبر- ٥٤- در مجالس شيخ: بسندى از زريق خلقانى كه روزى نزد امام ششم بودم و دو مرد از كوفه از ياران خودمان بر او وارد شدند و فرمود: آنها را ميشناسى؟ گفتم: آرى از دوستان شمايند، فرمود: آرى، سپاس خدا را كه بزرگان دوستانم را در عراق نهاده است.
٥٥- در روايتى بخط شيخ محمّد بن على جبائى سند باصبغ بن نباته رسانده كه در غزوه صفين همراه امير المؤمنين ٧ بودم كه بر تپهاى ايستاد و اشاره به نيزارى نمود ميان بابل و آن تلّ و فرمود: شهريست. چه شهرى؟ گفتم: مولايم مى بينم نام شهرى ميبرى، آيا آنجا شهرى بوده كه آثارش از ميان رفته؟ فرمود: نه، ولى