آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - روايات
آسمانيست كه خدا تعالى نخست درّى سفيد آفريد و از هيبت بدان نگريست و آب شد «آبى كه بر آنست زمينها» يعنى درياى اعظم[١] «دگرگون كرده آن را گوهر» زمين كه از آن جوشيده «از گرمى زندگى» يعنى از جنس آنست، چون روح حيوانى و حرارت غريزيه مايه زندگيند و نبود آنها مايه مرگ است، و در اين حديث است اشارهاى بدان چه حكماء در باره پيدايش معادن گفتهاند، و بايد آنچه را در اين باره گفتند ياد آور شويم.
گفتهاند مركبات مزاجدار سه گونهاند بنام مواليد، و آنها معادن، گياهان، جاندارانند، و علت انحصار اينست كه اگر خوراك داشته باشند يا حس و حركت با اراده دارند يا نه اگر دارند جاندارند و اگر ندارند گياه و اگر خوراك ندارند معادنند، و بعضى گفتهاند شرط احراز حس و حركت در جاندار براى اينست كه گياه و معدن فاقد آنها باشند، بلكه ادعا شده كه گياه هم شعور و اراده دارد، و نشانههائى بر آن دلالت دارند چنانچه در ميل و عشق نخله ماده به نر مشاهده مىشود تا آنجا كه اگر گرد نر بر آن نريزند بر ندهد.
و هم توجه ريشههاى درخت بسوى آب و شاخههاى آن بفضاى آزاد، و اين از قواعد فلسفه هم بدور نيست، زيرا دورى مزاج از اعتدال حقيقى تدريجى است و نقصان استحقاق صور جانداران و خاصيت آنان در درجه پيشتر بايد بنهايت سستى و نهانى رسد، و همچنين صور و خواص گياهان، از اين رو اتفاق دارند كه برخى معادن بافق گياه رسند و برخى گياهان بافق حيوان كه از آنها است نخله خرما.
و برخى گفتند آخرين طبقه معادن پيوست است به نخست طبقه گياهان
[١] مقصود از آبها كه زمينها بر آنند آبهاى زير زمينى است كه چون درياچهها در درون زمينند نه آب درياى محيط زيرا فرمود: همه شيرين و خوشگوارند و آب درياى اعظم تلخ و شور است و بسيارى سرچشمه از سنگ بر آيند كه مايه زير زمينى دارند و وابسته بآب ياران نيستند( شرح مترجم).