آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٥ - يك فائده انسان برتر است يا فرشته
گفتند: پس از آدميزاده آفريدهاى نيست كه با واژه (من) از او تعبير كنند كه معنى عقلاء دارد جز پرى و فرشته و چون بر همه كس نگفته بلكه بر بيشتر كسان گفته دانسته شود كه فرشتهها را از برترى دادن آدميان بر ديگران كنار زده زيرا خلافى نيست كه آدمى برتر از پرى است: و چون از خطاب برآيد كه آفريدهاى هست كه آدميزاده از او برتر نيست شكى ندارد كه همان فرشتهها باشند.
و باز تمسك كردند بقول خداى تعالى «نگويم بشما كه خزائن خدا را دارم و غيب ندانم و نگويم كه فرشتهام، ٥٠ الانعام» و اگر حال فرشته برتر از حال پيغمبر نبود چنين نميگفت.
جواب از دليل يكم: اولا چرا پنداريد كه معناى «جز اينكه فرشته شويد» اينست كه برگرديد بصفت فرشته چون اين تعبير صريح در اين معنا نيست و تنها احتمال آن را دارد چرا نگوئيد مقصود از آن اينست كه نهى از اكل شجره راجع بديگرانست كه فرشتهها و خالدين باشند نه بشما، مانند اينكه يكى بديگرى گويد تو از اين چيز نهى نشدنى مگر اينكه فلان كس باشى و مقصود اينست كه نهى شده او است نه تو و مقصود اين نيست تو بايد او بشوى، و چون مقصود ابليس شبهه سازى بوده براى آدم و حوّاء اثر بخشترين شبهه اين بوده كه نهى راجع بشما نيست و با ديگريست.
و آنچه بطور مؤكد اين شبهه را باطل ميكند اينست كه رغبت آنها در فرشته شدن كه ابليس ميخواست، دليل نيست كه فرشته از آنها برتر باشد زيرا صورت ديگرى را بخود گرفتن قلب حقيقت نميكند براى اينكه ثواب در برابر عمل است نه در برابر شكل و هيئت و دور نيست كه خواسته باشند بشكل فرشته شوند، و اين رغبت بمزيد ثواب و فضل نيست زيرا ثواب فضيلتى است كه تابع شكل نيست، آيا نبينى كه آنها رغبت داشتند تا از خالدين هم باشند و خلود مايه برترى در ثواب نباشد و بلكه سودى نقد است و رواست كه رغبت آنها در فرشته شدن هم بر اين وجه باشد.
و جواب خصوص معتزله كه ارتكاب صغيره را بر انبياء روا دارند ميتوان داد