آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٩ - تفسير
غذا ميخورند، و رشيد قاشقها را پس داد و با انگشتانش خورد.
٢- ضحاك گفته: بگويائى و تشخيص است، و تحقيق سخن اينست كه هر چه چيزى را فهمد يا نميتواند فهم خود را بديگرى بفهماند يا ميتواند بخش يكم جانوران جز آدميند كه چون در درون خود دردى يا خوشى يابند نميتوانند بدرستى آن را بديگرى بفهمانند و بخش دوم آدمى است كه ميتواند هر چه را كه فهميد بديگرى بفهماند و مقصود از گويائى اينست و گنگ هم در اين تعريف وارد است، زيرا اگر چه زبانش بسته است ولى با اشاره و نوشتن و جز آن ميتواند بفهماند، و طوطى داخل آن نيست زيرا گرچه ميتواند اندكى بفهماند ولى همه احوال درونى خود را بطور كامل نميتواند فهماند.
٣- عطاء آن را راستائى اندام دانسته و اين سخن ناتمام است، زيرا اشجار را قامتى رساتر از آدمى است و بايد بدان شرطى افزود و آن كمال نيروى عقل و حسّ و حركت است.
٤- يمان گفته بزيبائى صورتست و دليل او فرموده خداست «صورت بست شما را و زيبا صورت بست» و چون خدا آفرينش آدمى را ياد كرده فرموده فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ فرموده «رنگ آميزى خدا است و چه كس از خدا رنگ آميزتر است ١٢٩- البقره» در يك عضو آدمى خوب بينديش كه چشم او است مردمك سياه و گردش سفيدى چشم و گرد آن مژگان سياه و بر آن مردمك سياه سفيدى پلكها احاطه دارند، و بالاى آن پلك ابروان سياه است و بالاى آن سياهى سفيدى پيشانى و باز بالاى آن موى سياه و اين نمونهايست از زيبائى صورت آدمى.
٥- برخى كرامت آدمى را بنيروى نويسندگى تعبير كرده، و حق سخن در اينجا اينست كه: دانشى كه يك آدمى ميتواند استنباط كند اندك است ولي اگر آن را بر آورد و در كتابى ثبت كرد و دومى از آن كمك گرفت و از خود هم بر آن افزود و بدنبال هم پيوسته افزودند بدانش گذشتهها بسيار شود و فضائل و معارف نيرو گيرند و بررسيهاى عقلى و مطالب شرعى ببالاتر پايه رسند، و معلوم است كه اين بنياد جز با خط و كتاب بر پا