آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨ - مسائل عبد الله بن سلام
و نيرو در اعضاء اگرتان فرمانى دهم انجام دهيد؟ گويند: بچشم معبودا آفريدگارا، روزى بخشا مالكا، خدا مالك را فرمايد تا بدوزخ نهيب زند و او شعله كشد، و كودكان مشركان را فرمايد خود را در اين آتش افكنيد، هر كه در سابق علم خدا سعادتمند بوده خود را در آن افكند و آتش بر او سرد و سلامت شود چنانچه بر ابراهيم خليل الرحمن، و هر كه در سابق علم خدا شقاوت داشته از رفتن بدان آتش سر باز زند و بدنبال پدر و مادرش بدوزخ رود و دسته ديگر با مؤمنان ببهشت روند، راست گفتى [نيكى كردى، بيان كردى، شك را بردى، يقينم را بيفزا] س ١٤٥- چرا زمين را ارض ناميدند؟
ج: چون زير پاست و بر آن گام نهند.
س ١٤٦- از چه آفريده شده؟
ج: از زبرجد (از كف خ ب) س ١٤٧- زبرجد از چه آفريده شده؟
ج: از موج خوددار س ١٤٨- آن موج از چه آفريده شده؟
ج: از دريا، راست گفتى اى محمّد س ١٤٩- آن چگونه بوده است؟
ج: چون خدا عزّ و جلّ دريا را آفريد باد را فرمود تا بر امواج آن زد و بهم خوردند و كف بر آوردند و فرمودش تا گرد آمدند و فرمودش تا نرم شدند و فرمودش تا استوار شدند و فرمودش تا كشش برداشت و زمين شد، راست گفتى اى محمّد س ١٥٠- بمن بگو از كجا آرام شد؟
ج: از اثر كوه قاف كه مايه ميخهاى زمينى است كه بر آنيم.
س ١٥١- بمن بگو زير زمين چيست؟
ج: زير آن نرّه گاويست.
س ١٥٢- چه وصفى دارد؟