آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٥ - تفسير
از موجودات ملكوتى دارد بدليل قول خدا فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ ٨٣ يس و ملكوت باطن بود است و آن وجود اخروى است كه همه زنده است و بيجان نيست كه خدا فرموده است «و راستي خانه آخرت همان زندگى است، () ٦٤- العنكبوت».
پس هر ذره را زبانيست ملكوتى كه به تسبيح و حمد گويا است و باين زبان ريگ بر كف پيغمبر ٦ سخن گفت و در قيامت زمين بدان سخن گويد «امروز گزارش دهد اخبار خود را» ٤- الزلزال- و بهمانست كه اعضاء سخن گويند «بزبان آورد ما را آنكه هر چيز را بزبان آورده، ٢١- فصّلت» و بدان زبان آسمانها و زمين «گفتند آمديم فرمانبر» «راستى كه او بردبار است» در ازل كسى كه هستى بخشد بدان كه باو كافر گردد و او را منكر شود «و پر آمرزنده است» كسى را كه باو باز گردد از كفرش.
«قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً» طبرسى در (ج ٧ ص ٥٤ مجمع) گفته: اين مثل است زيرا آتش بيجانست و خطاب را نشايد و مقصود اينست كه آتش را بر او سرد كرديم و سلامت تا آزارش بدو نرسد چنانچه خدا فرموده «باشيد ميمونهاى رانده شده، ٦٥- البقره» و مقصود اينست كه آنها را چنين كرد نه اينكه آنها را بدان فرمان داد و گفتهاند: رواست كه خدا چنين گفته باشد و در آن صلاح و لطفى براى فرشتهها باشد.
و در اينكه آتش سرد و سلامت شد بر ابراهيم چند وجه ذكر شده.
١- خدا بجاى سوزش در آن سردى آورد و او را آزار نكرد.
٢- خدا ميان آتش و ابراهيم پردهاى افكند و آتش بوى نرسيد.
٣- سوزش آتش بوسيله نيروى بالا رفتن است و خدا آن نيرو را از آن گرفت و خلاصه ميدانيم كه خدا مانع شد از اينكه آتش ابراهيم را بسوزاند و خودش بتفضيل آن داناتر است- پايان- بيضاوى در (ج ٢ ص ٨٦) تفسيرش گفته: عجب نباشد كه خدا آتش را بدل بهواى خوب كند جز اينكه خلاف عادتست و بنا بر اين از معجزههاى اوست، و گفتهاند