آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٤ - تفسير
اقرار است».
سخن در اينجا باريك است و بيشتر آن در زبان خامه نگنجد، و دركش بر افهام دشوار است، و ببرخى از آن در شرح كتاب توحيد كافى در ضمن توضيح اخبار اراده خدا و معانيش اشارت كردم.
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ» نيشابورى گفته: خردمندان گويند: تسبيح زنده مكلف يك بار بزبان و گفتن سبحان اللَّه است و بار ديگر بدلالت حال او بوجود صانع حكيم و تسبيح جز او تنها بوجه دوم است، در اصول ثابت شده كه لفظ مشترك در يك استعمال دو معنا ندهد و تسبيح در اينجا بمعنى دوم است تا شامل همه باشد، اينست عقيده محققان، و اعتراض شده كه اگر تسبيح بدين معنا باشد نميگفت «ولى شما تسبيح آنها را نفهميد» زيرا تسبيح باين معنا مفهوم و معلوم است.
و جواب دادهاند كه دلالت هر چيز بوجود صانع بطور اجمال معلوم است نه بطور تفضيل زيرا چون تو يك سيب را برگيرى ميدانى از اجزاء لا يتجزّى تركيب شده ولى شماره اين اجزاء و وصف و طبع و مزه و رنگ و حيّز و جز آنش غير از خدا نميداند، و نيز خطاب با بتپرستها است كه با اقرار بخالق براى او شريك آوردند و قدرت او را به بعث و بازگرداندن مردهها منكر شدند و در معجزههاى پيغمبر انديشه نكردند و گويا تسبيح موجودات را نفهميدند و از آن نتيجه درست بدست نياوردند، و از اين رو آيه را با جمله إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً ختم كرده چون كه در كيفر غفلت و بدبينى آنها شتاب نكرده.
و برخى سطحىنظران گفتهاند جز حى مكلف هم با زبان تسبيح خدا گويد، بزبانى كه هر كدام دارند و ما آن را نميدانيم، و پنداشته حيوانى را كه سر برند تسبيح نگفته و برگى كه بشكند تسبيح نگفته و بدان اعتراض شده كه جماد هم تسبيح گويد و چرا ذبح حيوان يا شكستن شاخه مانع از تسبيح او شود.
و ممكن است جواب داد كه تسبيح هر چيزى منوط بتركيب خاص وجود او است و چون آن تركيب بهم خورد آن تسبيح مخصوص را ندارد، و در تأويل آن گفته: هر ذره