آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٠ - روايات
را بنوشند و آب درياى خزر را.
وهب و مقاتل گفتهاند: از فرزندان يافث بن نوح پدر تركهايند، سدى گفته تركها دستهاى غارتگر بودند از يأجوج و مأجوج و چون سد را ذو القرنين بست بيرون آن ماندند قتاده گفته: ذو القرنين سد را بروى ٢١ عشيره بست و يكى بيرون سد ماند و آنان تركند، كعب گفته: نژادى شاذّند از آدميزادهها چون آدم روز محتلم شد و نطفهاش با خاك آميخت و خدا از آن آب و خاك يأجوج و مأجوج را آفريد از پدر بما پيوستهاند نه از مادر، اين دور از باور است.
...- او رحمه اللَّه در تفسير (ق) گفته (ج ٩ ص ١٤١) نام كوهى است گرد زمين از زمرد سبز و سبزى آسمان از آنست، از ضحاك و عكرمه، و در تفسير «و الطور» (ج ٩ ص ١٦٣) گفته: خدا بكوهى سوگند خورده كه با موسى در زمين مقدس بر آن سخن گفته است، گفتهاند: مقصود هر كوهى است چون خدا انواع نعمت بدو سپرده ...
[روايات]
- ١- در خصال (ج ٢ ص ١٠) بسندش از امام صادق ٧ كه: دنيا هفت اقليم است يأجوج و مأجوج، روم، چين، زنج، قوم موسى و اقاليم بابل بيان: شايد مقصود بيان اقاليم جهانست از نظر ساكنان آنها و بيان اختلاف صورت و رنگ و طبع آنها و اگر منظور حصر بشر در آنها باشد اقليم بابل شامل عرب و عجم است و اقليم چين شامل همه تركها و اقليم زنج شامل هنود و بسا مقصود بيان اصناف عجيب آدمى است و اين روشنتر است، و مقصود از قوم موسى اهل جابلقا و جابرسا است چنانچه گذشت.
٢- در خصال (ج ٢ ص ٣): بسندش از پيغمبر ٦ كه: از كوههائى كه در روز موسى (هنگام خواست ديد خدا) از جا پريدند هفت كوهند كه بحجاز و يمن پيوستند، در مدينه احد است و ورقان (بواو كسرهدار) و در مكه: ثور، و ثبير، و حرى و در يمن، صبر (چون كتف) و حضور (چون صبور).