آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - روايات
گفت پادشاه پرندهاى بر ايوان تو مينشيند، و چيزى از نوكش در اينجا مىافتد و يك دائره كشيد، آن غلام گفت: راست گفت، تا آن پرنده كلاغ است و در نوكش يك درهم است.
بجابان هم خبر رسيد كه پادشاه او را خواسته و آمد تا شرفياب شد و او را از آنچه غلامش گفته بود پرسيد، او حساب كرد و گفت راست گفته ولى بحقيقت نرسيده آن پرنده عقعق است و در نوكش درهم است، و در اينجا مىافتد، و دربا دروغ گفته آن درهم از جا ميپرد و در اينجا ميماند، و يك دائره ديگرى كشيد از جا بر نخواسته بودند كه يك عقعق بر كنگرهها نشست و از او درهمى در خطا يكم افتاد و برجست و در خط ديگر ماند، هندى از جابان بدش آمد كه او را خط كار كرد، يك ماده گاو نزديك زا آورد، هندى گفت بچهاش پيشانى سفيد و تن سياه، جابان گفت بلكه دم سپيد است و سياه و بچهاش را برآوردند و دمش سفيد بود، جابان گفت از اينجا دربا شكست خورد و هر دو او را تشويق كردند كه رستم را بجبهه فرستد و او هم امضاء كرد.
سپس طبرى گفته جابان بهر كه در لشكر يزدجرد علاقمند بود نوشت تا با عرب همراهى كند در آنچه ميخواهند، و باو گزارش داد كه پادشاهى فرس از ميان رفته، و از او پذيرفته شد و سرانجام چنان شد كه نجوم دلالت داشتند، از پيروزى عرب بر فارسيان.
ميگويم: سپس دلالت نجوم را بر امامت قائم ٧ و ولادت او ذكر كرده چنانچه در باب ولادتش آورديم.
بيان: در قاموس (٣ ص ٢٦٦) گفته عقعق پرندهايست ابلق ميان سياهى و سفيدى، آوازش عق ميباشد و در (ج ١ ص ٢٠٩) گفته انتجت الفرس يعنى هنگام نتاجش شده، و در (ج ٣ ص ٣٨) گفته: سفع الشيء يعنى باو نشانه گذاشت و سفع سياهى است كه بسرخى زند، و در نهايه (ج ٢ ص ١٦٦) گفته: سفعه يكنوع سياهى است با رنگ دگر.
٢١- در كافى (١٩٥- روضة) بسندش از عبد الرّحمن بن سيابه كه گفتم