آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٣ - تفسير
«و اگر از آنها بپرسى» يعنى از أهل مكّه البته گويند خدا است چون در هر عقلى مقرّر است كه ممكن را بايد واجبى بيافريند «و از آياتش خواب شما است در شب و طلب روزى او» خواب در روز و شب هر دو براى آسايش و طلب روزى در هر دو يا خواب در شب و طلب روزى در روز و هر دو زمان را با هر دو كار بهم پيوست تا معلوم شود گرچه هر كدام مخصوص يكى است ولى صلاحيت ديگرى را هم دارد و اخبار ديگر هم مؤيد آنست (ج ٢ ص ٢٤٤) تفسير بيضاوى «و هر كدام تا مدّتى نامبرده روانند» يعنى خورشيد و ماه در فلك خود بگردند تا آخر سال يا آخر ماه و گفتهاند: تا قيامت «و بركنيم از آن روز را» يعنى روز را برداريم «و بناگاه در تاريكى شوند» من گويم: در كافي (٣٨ روضه) از امام باقر ٧ روايت است كه يعنى محمّد ٦ درگذشت و تاريكى آمد و فضل خاندانش را نديدند، اين از بطون آيه است «خورشيد تا قرارگاه خود روانست» يعنى تا آنجا كه دورانش بپايان رسد چون مسافرى كه راه خود را طى كرده يا تا ميانه آسمان كه حركتش كند بنظر آيد و در روايت است كه در آنجا توقفى دارد، يا مقصود قرارگاه خاصى است، يا نهايت گردش در هر روزى زيرا ٣٦٠ مشرق و مغرب دارد كه در هر روز از يكى بتابد و در يكى فروشود و تا سال ديگر بدان باز نگردد، يا تا از حركت بماند در ويرانى جهان.
طبرسى- ره- در (ج ٨ ص ٢٣٣) مجمع از امام سجاد و امام باقر و امام صادق ٧ روايت كرده و هم از ابن عباس و ابن مسعود و عكرمه و عطاء «لا مستقرّ لها» يعنى قرارگاهى ندارد، و جريان آن از شمار بيرونست و وابسته «بتقدير خداى عزيز است و دانا» و محيط بهمه چيز «و براى ماه منازلى مقدّر نموديم» كه در آنها بگردد و آنها ٢٨ باشند بدين نامها.
١- شرطين (دو شرط كه دو ستارهاند بر گوش حمل) ٢- بطين (مصغر بطن ٣- ستاره خرد بر شكم حمل) ٣- ثريا (معروف است و نزد دنبه حمل و