آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٦ - تفسير
و دليلش اين آيه است و نيز قول خدا «و او است كه خورشيد را تابان و ماه را روشن ساخت، و منازلش را معين كرد تا بدانيد شماره سال و حساب را، ٥- يونس» اندازهگيرى ماه را بمنازل سبب سالها شمرد، و اين وابستگى سال است بگردش ماه و نيز قول خدا «ميپرسندت از ماههاى نو بگو اوقات مردمند و حج، ١٨٩- البقره» و سال ديگر مردم يك دوره كامل خورشيد است، سال قمرى باندازه مشخصى كمتر از سال خورشيديست و از آنرو ماههاى قمرى فصل بفصل ميگردند، و حج يك بار در زمستانست و بار ديگر در تابستان، و حج تابستان سخت بود و بازار تجارت آنها كاسته ميشد، و از اين رو كبيسه مقرر در زيجها را پيش كشيدند، و سال شمسى را منظور داشتند و موقع حج را در آن تثبيت كردند تا موافق مصالح آنها باشد، و تجارتشان رونق يابد، و اين معنى نسىء است يعنى تأخير حج از ماه ذيحجه.
و اين گرچه با مصالح دنياشان هم آهنگ بود ولى سبب تغيير حكم خدا بود كه حج را در ماه قمرى مخصوص مقرر داشته، و بسبب نسىء بماههاى ديگر مىافتاد بر خلاف حكم خدا، و خلاصه براى دنيا حكم خدا را تغيير دادند و سزاشان مذمتى شد كه در اين آيه است.
نيشابورى گفته: عرب را جنگ و غارت عادت بود و ٣ ماه پى در پى تاب ترك آن را نداشت، و چون در يكى از ماههاى حرام جنگ و غارتى ميبرد ماه ديگرى را بجاى آن حرام مينمود، واحدى و بيشتر علماء گفتند كه اين تأخير از محرم بصفر بود و در كنانه رخ داد، زيرا پريشان بودند و نيازمند بغارت و جنادة بن عوف كنانى مطاع آنها در موسم حج بر شترى سوار ميشد و فرياد ميكشيد معبودان شما محرم را بشما حلال كردند آن را حلال شماريد و سال آينده جار ميزد محرم بر شما حرام شد آن را حرام شماريد.
بيشتر برآنند كه از سال همان چهار ماه را حرام ميكردند تا شماره اربعة حرام را نگهدارند، و ندانستند كه آنچه را خدا بر آنها حرام كرده از جنگ و