آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧ - روايات
تا معنى اول را دهد يا برفع تا دوم را و گر نه با علم برفع كرسى اين پرسش خصوص از مانند زراره خوش نيست و از شيخ بهائى- ره- روايت شده كه از پدرم در اين باره پرسيدم گفت بناى پرسش بر اينست كه «وسع» مصدر مضاف قرائت شود و اين سؤال جا دارد و من همه كتب تجويد را بررسى كردم و باين قرائت بر نخوردم جز اينكه اين روزها بكتابى برخوردم در اين علم بخط كوفى، و اين قرائت را داشت و بخط مصنّف بود و «العرش» عطف است به «الأرض» يا مبتداء است و مقصود از كرسى علم است كه همه چيز در آنست و مقصود از عرش هم كه همه چيز در آنست علم است ...
٤٠- در توحيد (٢٣٩) بسندش از زراره كه همين سؤال و جواب را دارد تا آنجا كه «عرش و هر چيزى در كرسى» است.
و از همان بسندش از زراره مانند آن را آورده و عياشى هم از زراره مانند آن را دارد.
٤١- در تفسير على بن ابراهيم (٣٨٥) بسندش از امام پنجم ٧ كه مردى نزد پدرم آمد و باو گفت: ابن عباس پندارد كه ميداند هر آيه قرآن در چه روزى نازل شده و در باره چه كسى نازل شده، پدرم فرمود: از او بپرس در باره كى نازل شده «و هر كه در اينجا كور است او در سراى ديگر كور است و در راه خود گمراهتر» (٢٧- الاسراء) و در باره كه نازل شده «سودتان ندهد اندرزم اگر خواهم شما را اندرز دهم اگر خدا خواهد شما را از راه بدر برد، ٣٤- هود»؟ و در باره كه نازل شده «أيا آنان كه گرويديد شكيبا باشيد و شكيبائى باهم كنيد و مرزدارى كنيد، ٢٠٠- آل عمران»؟ آن مرد آمد و از او پرسيد و ابن عباس گفت: دلم ميخواست آن كه اين فرمان را بتو دادم با من روبرو ميشد و از او ميپرسيدم كه عرش را خدا از چه آفريده و چه اندازه است و چه طوريست؟ آن مرد نزد پدرم برگشت و پدرم باو گفت: پاسخ آن آيا ترا بتو داد؟ گفت: نه پدرم فرمود: ولى من تو را از روى دانش و روشنى پاسخ دهم نه از روى ادعا و بخود بستن.