آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢ - تفسير
آنها بسته بآنست، و شب و روز از آنست و حركت يوميه نام دارد و حركت كل و براى آن يك فلكى ثابت كردند كه همه را داراست، سپس براى هر كدام از هفت كوكب سيّاره معروفه حركتى يافتند مخالف آن از مغرب بمشرق و مخالف هم در تندى و كندى و براى هر كدام هم فلكى ثابت كردند و سپس يافتند كه همه كواكب جز سبعه سياره حركت بسيار كندى دارند بسوى مغرب و براى آن هم فلكى ثابت كردند و شد نه فلك براى نه حركت و آنها را افلاك كليه ناميدند و در ترتيب سيارهها گويند.
قمر است و سپس عطارد و زهره و خورشيد و مريخ و مشترى و زحل بترتيب از پائين به بالا.
و پس از آنها فلك ثوابت و بالاى همه فلك اطلس كه هيچ اخترى ندارد، و آسمانها را كه در زبان شرع آمده افلاك سيّارها دانند و كرسى را فلك البروج همان فلك هشتم و عرش را فلك نهم شمارند، و ترتيب افلاك را هم از روى كسوف و نهان شدن ستارههاى سياره ثابت كنند و اختلاف منظر كه در خورشيد و سه سياره بالاى آن كه زحل و مشترى و مريخ است حكمفرما است و آنها را علويه خوانند.
و امّا زهره و عطارد معلوم نشده كه زير خورشيدند يا بالاى آن، زيرا جز ماه براى آفتاب انكساف نيارد و اختران ديگر در مقارنه با آن محو شوند، و اختلاف منظر هم بواسطه اينكه تا اندازه نصف النهار از خورشيد بدور نشوند محقق نگردد چون ابزارى كه اختلاف منظر را نشان ميدهد در سطح دائره نصف النهار نصب مىشود و حكم آنان باينكه عطارد و زهره زير خورشيدند استحسانى بيش نيست براى آنكه خورشيد در وسط رشته سيّارات باشد چون نگين وسط گلوبند، و مناسبات ديگر هم براى آن آوردهاند.
و شيخ (ابن سينا) و برخى پيش از او گفتهاند: كه زهره را چون خالى بر چهره خورشيد ديدهاند و برخى مدعى شدند كه آن را با عطارد چون دو خال بر آن ديده، و از اين رو در سفليّات شمرده شدند و زهره بالاى عطارد است چون عطارد او