آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤ - روايات
«زيرا دانستن چگونگى» يعنى اين هر دو همگنان و همدوشند براى اينكه يكى علم باعيانست و ديگرى علم بكيفيات محيط باعيان كه گويا جاى آنها است و پهناورتر از آنها است و باين راه مىشود ميان اخبار جمع كرد و بسا كه بدان اشاره كرده كه گفته: «يكى ديگرى را در خود جا داده» اگر ظرف بظاء نقطه دار باشد و در برخى نسخهها بطاء بىنقطه است يعنى يكى طرف ديگريست يا نظر بديگر دارد.
«و نمونه دادند دانشمندان دگرگون» مقصود دانشمندان أهل بيت :ند كه تعبيرهاى مختلفه از آنها آرند بر سبيل تشبيه و مثل يك بار از علم به عرش تعبير كنند و يك بار بكرسى، يك بار عرش را ظرف كرسى دانند و يك بار برعكس، و يك بار هر دو را جسمى بزرگ شمارند، و مثل آوردن براى درست نمودن آنها است و براى فهم مردم.
اينكه فرمود «پس از اختلاف وصف عرش» يعنى معانى آن در سوره انبياء فرموده آيه (٢٢) فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ مقصود از عرش در اينجا عرش يگانگى است كه انسب با بركنارى از شريك است چون در آيه پيشتر فرموده «آيا از زمين معبودانى بر گرفتهاند كه آنها زنده ميكنند، و اگر در آنها معبودانى جز خدا باشند هر دو تباه شوند و منزّه است پروردگار عرش از آنچه وصف كنند» در سوره زخرف (آيه- ٨١) فرموده «بگو اگر براى رحمان فرزندى بود من نخست پرستنده بودم، منزه است پروردگار آسمانها و زمين پروردگار عرش از آنچه وصف كنند» و در اينجا مناسب بركنارى از همانند و همگنان و فرزندانست، و مقصود از عرش در هر مقامى يك معنائيست كه راسخون در علم ميفهمند.
سپس از ظاهر كلام برآيد كه (از آنچه) وصف كنند بعرش متعلق است و اين بعيد است بلكه متعلق است بهمان (سبحان) و بتقرير ما نياز بارتكاب آن ندارد و اين خبر دلالت دارد كه خطاب در «ما اوتيتم آنچه داده شديد» متوجه به پرسشكنان از روح است نه به پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و اينكه فرمود «از ظاهر علمش»