آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٥ - روايات
سپاهيان دشمن و بسيارى از پيشامدهاى بد و مژده سلامت دهند، و آنچه لازمه آنست كه بايد آنها را در برابر پروردگارشان سپاس گفت.
بعلاوه در دعاهاى بسيارى وارد است پناه جستن بخدا از اهل كهانت و از جادوگران، و اگر منجم مانند آنها بود بايد در برخى دعاها پناه جستن از او آمده باشد و در هيچ دعائى تاكنون چنين چيزى نديدم، و باز هم دليل بر بطلان ظاهر روايت اينست كه از اوصاف پيغمبر در دعاها و خبر آن رسيده است كه نه كاهن بوده و نه جادوگران و تاكنون نديدم تعبير شده باشد «و نه عالم بنجوم» و اگر منجم مانند كاهن و ساحر بود، دور نبود كه در ذكر اوصاف پيغمبر نفى منجمى هم آمده باشد (پايان).
و ميگويم اعتراض او بسند روايت بيمورد است زيرا در ميان خاصه و عامه شهرت دارد و از اين رو سيّد آن را در نهج آورده است زيرا شيوهاش در آن روايت هر آنچه است كه پذيرفته نزد طرفين باشد، و اگر سندى كه صدوق آورده ضعيف باشد دليل نشود كه سندهاى ديگرش ضعيف باشند، و عمر بن سعدى كه نصر بن مزاحم از او روايت كرده جز عمر بن سعد ملعون جنگكننده با حسين ٧ است، چنانچه از كتاب صفين او كه نزد ما است روشن است زيرا بيشتر رواياتش از اين مرد است و در بسيارى موارد بجاى عمر (عمرو) است و آن ملعون از راويان حديث و خبردانان نبوده، تا اين همه اخبار از او نقل شود.
بعلاوه زمان نصر از زمان او بسيار فاصله دارد زيرا نصر از اصحاب امام محمّد باقر ٧ است، و آن ملعون پس از شهادت حسين ٧ زمان كمى زيست و گواه بر اينكه اين راوى جز او است بر كسى كه بروش اخبار دانا و شناسا برجال است نهان نيست، و اين گفته از سيد- ره- غريب است.
و اما اينكه گفته امام او را تكفير نكرد و منجم را كافر ندانست براى اينست كه او مانند كافر است نه خود كافر، و در وضعى با او شريك است نه در همه احكام تا او را فوراً يا پس از امتناع از توبه بكشد با اينكه او را شبيه كافر ندانسته بلكه