آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٤ - روايات
اين پيروزى اثر نفس منجم بود، هلا كه نه محمّد ٦ را منجمى بود، و نه ما را پس از او تا خدا كشور خسرو و قيصر را بدست ما گشود، أيا مردم بخدا توكل كنيد و اعتماد باو نمائيد، كه او بس است از هر كس جز او.
ميگويم: سيّد جليل علىّ بن طاوس پس از نقل روايت در كتاب النجوم از نهج بىسند گفته: اين روايت را أبى جعفر محمّد بن بابويه در كتاب عيون الجواهر با سندى آورده كه دنبالش عمر بن سعد از يوسف بن يزيد، از عبد اللَّه بن عوف بن احمر است، و گفته: مىگويم در سند حديث چند مردند كه علماى اهل بيت بروايت آنها عمل نكنند و كسى كه خبر واحد را هم حجّت داند خبر آنها را حجّت نداند و ميان آنها عمر بن سعد بن أبى وقاص كشنده حسين ٧ است كه اخبار و روايات او مردود است، و هر كسش ميشناسد توجه بروايت و هر چه سند باو دارد نكند.
بعلاوه اگر اين روايت درست باشد بايد آن حضرت يار خود را كه مصنّف نهج البلاغهاش از اصحاب او دانسته محكوم بكفر كرده باشد، و اگر مرتد فطرى بوده فوراً او را بكشد، و اگر غير فطرى بوده توبهاش دهد، و اگر نپذيرد او را بكشد، زيرا روايت گويد منجم چون كافر است يا حكم كاهن و جادوگر بر او جاريست، زيرا روايت او را چون كاهن و ساحر دانسته، و تاكنون ما ندانستيم كه آن حضرت اين منجم را در حكم كافر و يا ساحر و يا كاهن دانسته و نه اينكه او را تبعيد كرده يا تعزير نموده، بلكه گفته: بنام خدا سفر كنيد، و منجم هم بهمراهشان بوده چون يار آن حضرت بوده.
و اين تو را رهنمايد كه اين روايت دور از صحت است يا اينكه تأويلى جز ظاهرش دارد.
سپس گفته: دليل ديگر بر بطلان ظاهر روايت كه تحريم علم نجوم است اينست كه ميگويد: «هر كه تو را باور دارد البته قرآن را دروغ داند و از استعانت بخدا بىنياز شود» و ما ميدانيم كه پيشقراولان در نبردها رهنمائى كنند به سلامت از هجوم