آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٣ - روايات
تعالى ستارهها را ستوده و اگر علم نجوم درست نبود خداى عزّ و جلّشان نميستود پيغمبران بدان دانا بودند و خدا در باره ابراهيم خليل الرحمن فرمود: «همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و تا بوده باشد از موقنان، ٧٥- الانعام» و در جاى ديگر فرموده: «و نگاه كرد در نجوم و گفت من بيمارم، ٨٩- الصافات» و اگر علم نجوم نميدانست، در آنها ننگريست و نميگفت من بيمارم.
ادريس اعلم زمانش بوده بنجوم، و خدا تعالى سوگند ياد كرده بمواقع نجوم و آن را سوگندى گر بدانند بزرگ شمرده در جاى ديگر قرآن فرموده وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً- تا فرمايد فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً و مقصود ١٢ برج و ٧ سيّاره است، و آنچه در شب و روز بفرمان خدا عزّ و جلّ پديدار مىشود، و پس از علم قرآن اشرف از علم نجوم نيست، و آن دانش أنبياء و اوصياء و وارثان انبياء است كه خدا عزّ و جلّ فرموده «و نشانه است و به ستاره هم ره جويند، ١٦- النحل» ما هم اين علم را ميشناسيم و آن را فاش نكنيم، هارون گفت: اى موسى تو را بخدا اين علم نزد جهال و مردم عوام پديدار نكنيد تا بر شما سرزنش كنند و عوام بدان ببالند، اين دانش را نهان دار و بحرم جدّت برگرد، سپس هارون گفت بيك مسأله ديگر باقى است تو را بخدا بمن خبر ده، فرمود: بپرس، گفت بحق قبر و منبر و بحق خويشى تو با رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بمن بگو تو پيش از من ميميرى يا من پيش از تو؟ زيرا تو اين را از علم نجوم ميدانى، فرمود: بمن امان بده تا بگويم، گفت: تو در امانى، فرمود من پيش از تو بميرم، و بمن دروغ گفته نشده و دروغ نگويم، و مرگ من نزديك است.
ميگويم: تمام اين خبر در ابواب تاريخ موسى ٧ است.
٤٩- و از همان: بسندى از مردى كه عكرمه پرسيدش از حساب نجوم، و او دريغ داشت كه بوى گزارش دهد و عكرمه گفت: از ابن عباس شنيدم ميگفت:
علمى است كه مردم در آن درماندهاند، دوست داشتم آن را بدانم.