آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - روايات
فرشتهها و آدمى تاب آن را ندارند، و اين عبارات و كنايات براى اين است كه فهم ما از درك حقيقت عاجز است و نفوس ناقصه اين صورتها را در خواب بينند و ما در خواب طولانى غفلت از معارف ربّانى هستيم، مردم همه خوابند و چون بميرند آنگه بدانند و بهتر اين است كه بطور اجمال اين اخبار را پذيرفت و آنها را بخود امامها وانهاد ٧.
و بدان كه بر وجه اخير ضمير (و هو العلم) بنور سپيد برگردد و بوجوه دگر به عرش برگردد يعنى بسا كه عرش بر علم يا بر عرش مركب از اين چهار نور اطلاق شود «و نادانان با آن دشمنند» زيرا نادانى تيرگى و ضد نور است و دشمنى ميان دو ضدّ است چنانچه گفتهاند، و روشنتر اينست كه كمال ظهورش مايه نهانى او شده چنانچه گفتهاند «اى از فرط عيانى نهانى» زيرا اگر براى خورشيد نهانى نبود پرتو روز بر مردم نهان ميماند، و چون خورشيد جهان هستى هميشه كامل و تابانست، و فيض او پيوسته روانست ملحد نادان پندارد كه همه چيز بخود وجود دارد و از آفريننده بىنياز است يا آن را به دهر موهوم و طبع نامفهوم وابندد «ابتغى» شايد مقصود اينست كه چون نور خدا بر جهان هستى تابانست و آثارش در موجودى هويدا همه مردم جوياى اويند، ولى برخى در راه طلب خطا كارند و مقصود را گم كردهاند و سرگردانند، چون بت پرست كه مطلوب خود را در آن پنداشته و دهرى و مادى كه پندارند آنها معبود و مدبرند، پس هر كدام خود را نيازمند آفريننده و روزى بخش و نگهدار و سرپرست ميدانند، و او را ميجويند و وسيله بدو را ميخواهند ولى از گمراهى و كوردلى خطاكارند و از حق روگردان و اين معنا كه بخاطرم رسيد از غوامض اسرار است، و مؤيد باخبار، و همانا بدان اشارتى كرديم و گذشتيم، زيرا بسط گفتار در آن را اذهان سقيمه نپذيرند گرچه عقول سليمه خوش دارند.
«او است زندگى همه» يعنى همه زندهها يا زندگى بمعنى وجود و بقاء است مجازاً و اعم است «نور همه چيز» يعنى سبب وجود و ظهور همه است