آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠ - روايات
گرد خانهاش و خدا چنانچه فرموده بر عرش استوار است و عرش و حاملانش و هر كه گرد آن است خدا حامل است و نگهبان و نگهدار و بر پايدار هر كس و بالاى هر چيز و بر هر چيز، ولى او را محمول نگويند و اسفل نخوانند به تنهايى كه بچيزى پيوسته نباشد تا لفظ و معنا فاسد باشد.
ابو قرّه گفت: اين روايت را دروغ ميداند كه آمده است: چون خداى تعالى خشم گيرد فرشتهها حامل عرش خشمش را از اينجا بدانند كه عرش بر دوششان سنگين شود و به سجده افتند و چون خشمش برود سبك گردد و بايستگاه خود برگرداند.
امام فرمود: بگو كه خدا از روزى كه ابليس را لعن كرد تا امروز بر او خشمگين است و چگونه جرأت دارى بگويى خدا دگرگون شود از حالى به حالى و دچار وصف آفريدهها باشد، سبحانه و تعالى، زوال و دگرگونى ندارد و مبتذل نگردد و هر كه جز او در سرپرستى او است و همه بدو نيازمندند و او بىنياز از جز خود است.
بيان: «محمول اسم نقص است» يعنى هر اسم مفعولى كه اثرگيرى و تغير پذيرى را بفهماند دلالت بر نقص دارد چون محفوظ، مربوب و محمول و مانند آنها نه اينكه اين وزن بطور كلى نقص باشد زيرا اطلاق موجود و معبود و محمود بر خدا رواست «و همچنين گفته گوينده فوق و تحت» يعنى اين دو لفظ هم يكى مدح است و ديگرى نقص مانند بالا و زير كه اولى مدح است و دومى نقص و همچون، اعلى مدح است و اسفل نقص.
و حاصل اين است كه خدا تعالى در حمل عرش نياز به ديگرى نياز ندارد و عبادت هر صنفى از خلقش را به نوعى نموده، و عبادت حاملان عرش حمل عرش است بىنياز بدانها كه بعلمى كه خدا بدانها داده كار مىكنند، و بسا بنا بر اين باشد كه