آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٠ - تفسير
جسم فلك ولى دليل آنها كه امتناع خرق التيام در فلك است باطل است، و حق اينست كه هر سه ممكن است و خدا بر همه ممكنات توانا است و لفظ قرآن گويا است كه افلاك واقفند و اختران در آن ميگردند بمانند ماهى در آب.
ابن سينا بر زنده بودن و خردمندى اختران دليل آورده بقول خدا «يسبحون» كه جمع مذكر عاقل است و بقول خدا «و خورشيد و ماه را ديدم كه ساجدين بودند برايم» و جوابش اينست كه كار آنها را تشبيه بكار عقلاء كرده نه خود آنها را، اگر گوئى خورشيد و ماه هر كدام در فلكى جدا گردش كنند و چگونه فرمود: «در يك فلك ميچرخند» جواب گويم اين تعبير هم همان معنا دارد چنانچه گويند امير جامه بر تن همه پوشيد و شمشير بكمر همه بست.
«و از آن او است اختلاف شب و روز» بيضاوى در (ج ٣ ص ١٢٦) تفسيرش گفته: يعنى اين دنبال آمدن آنها كار ويژه او است و ديگرى بر آن توانا نيست و وابسته بخورشيد نيست، و يا اينكه پياپى بودن شب و روز و كم و بيشى آنها بفرمان او است ...
«آيا ننگرى بپروردگارت» چند توجيه شده است.
١- ننگرى بكار پروردگار كه چگونه كشش ميدهد آن را يا بخود سايه كه پروردگار آن را كشش ميدهد. و اين برهانيست روشن و ديدنى براى پى بردن بصانع. يا مقصود اينست كه:
آيا دانشت نرسد بدان سايه روشن سپيده دم تا برآمدن خورشيد كه بهترين حالاتست. نه تاريكى نفرت آور شب را دارد و نه هواى گرم و خيره كن روز را و از اين رو هواى بهشت را بدان وصف كرد و فرمود «و سايه كشيده، ٣٠- الواقعه» «اگر خواست آن را بر جا نگه مىداشت» و خورشيد را از حركت باز ميداشت كه دليل سايه است و سبب نمود آن زيرا تا خورشيد بجرمى نتابد سايه ندارد، و چون آفتاب بالا رود سايه را خرده خرده برگيريم و مصالح مردم را بدان منظم سازيم.
٢- كشش سايه اشاره بساختمان آسمان و كشش زمين است پيش از وجود