آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٢ - تفسير
و نموديم روز را معاش و ساختيم بر فراز شما هفت آسمان سخت و نهاديم چراغى فروزان.
٣٣- التكوير (١- ١٨) چون كه خورشيد تيره گردد* و چون كه اختران تار شوند- تا فرموده- سوگند بشب چون تاريكيش شود برود* و به بامداد چون بدمد.
٣٤- الفجر (١- ٣) سوگند بسپيدهدم و شبان دهگانه* و بشفع و وتر و بشب چون در گذر است.
٣٥- الشمس (١- ٤) سوگند به خورشيد و تابشش* و بماه كه دنبالش باشد* و بروز چون جلوه كند* و بشب چون فرو گيرد.
٣٦- الضحى (١) سوگند به نيم روز و شب كه چون پرده آويخت.
٣٧- الفلق (بگو پناه برم به پروردگار سپيدهدم* از شر هر آنچه آفريده* و از شرّ تاريكرو چون فرو شود).
تفسير:
«و پرسندت از ماههاى نو» بيضاوى (در ج ١ ص ١٤٠) تفسيرش گفته: معاذ بن جبل و ثعلبة بن غنم از او پرسيدند، چرا ماه نو مانند رشتهاى باريك برآيد سپس بفزايد تا تمام گردد و باز پيوسته بكاهد تا چون آغاز باز آيد، و نازل شد «براى وقتشناسى مردم و براى حج» آنها از حكمت اختلاف حال ماه پرسيدند و خدا پاسخ داد حكمت روشن آن رعايت وقتشناسى مردم و رعايت وقت اداء و يا قضاء حج است و در (ج ١ ص ٢٠٠) در تفسير (فرو برى شب را در روز) گفته فرو بردن شب و روز در يك ديگر باينست كه دنبال همند يا فزون و كم شوند.
و در (ج ١ ص ٣٩٢) گفته: در «فالِقُ الْإِصْباحِ» يعنى شكافنده عمود سپيده از تاريكى شب يا از روشنى روز شكافنده تاريكى بامداد ... «و شب را آرامش ساخت» كه از رنج روز در آن بآسايش شوند يا مردم بمسكن خود روند و اين كار پيوسته باشد در هر زمانى، و خورشيد و ماه را دوره دوره گردش داد تا وقت را شمار كنند و اندازه آنها را مضبوط نمود و در قول خدا يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ در (ج ١ ص ٣٢٥)