ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣١٧
اين شخص همان صاحب عنوان است يا ديگرى ظاهرا از مجاهيل است.
عبد اللّه بن شداد بن الهاد الليشى- كنيهاش ابو الوليد المدنىست، مادرش سلمى دختر عميس خثعميه خواهر اسماء بود وى مردى ثقه و فقيه و كثير الحديث است و به تشيع متظاهر بود نامش در خصال در باب ١٨ آمده است.
عبد بن صالح المقرىء- او عبد اللّه بن صالح بن مسلم بن صالح العجلى الكوفى المقرئست كه به سال ٢١١ هجرى درگذشته وى از ثقات ائمه مردم كوفه است، او از اسرائيل بن يونس بن ابى اسحاق السبيعى همدانى روايت مىكند، ابن اسرائيل نيز گويند ثقه است. در خصال در باب ١٨ از وى نامى آمده است.
عبد اللّه بن جعفر- جعفر بن ابى طالب از همسر خود اسماء دختر عميس سه فرزند داشت بنام: عبد اللّه و محمد و عون كه هر سه در حبشه زاييده شدهاند.
ميلاد عبد اللّه به سال ٢ هجرى بود و دختر على زينب زن وى بود. عبد اللّه بسيار جوانمرد و به گشاددستى مشهور است و به سال ٨٠ هجرى در مدينه درگذشت.
نامش در خصال در بابى آمده است. در تنقيح المقال در حق وى گفته: ثقة.
عبد اللّه بن رواحة الانصارى- او از اصحاب رسول اكرم است و پيامبر وى را به لشكرى سالارى داد و اين دلالت به درستى ويست. در خصال در بابى نامى از وى آمده است. او در جنگ موته در جمادى الاولى از سال هشتم هجرى درگذشت. در تنقيح المقال در حق وى گفته: امارت دادن رسول ويرا دلالت به بزرگى وى مىكند.
عبد اللّه بن القاسم الحارثى- از روات خصال صدوق است. مؤلف تنقيح در حق وى گفته: ضعيف او مجهول.
عبد اللّه بن ميمون- شايد وى همان عبد اللّه بن ميمون الاسود القداح باشد كه نام وى در خصال در بابى آمده است. در تنقيح المقال در حق وى گفته: ثقه.
عبد اللّه بن المغيرة- از روات خصال در بابىست و در تنقيح المقال دو تن بنام عبد اللّه بن المغيرة ابو محمد البجلى مولى جندب العلقمى آمده كه مؤلف تنقيح در حق وى گفته: ثقة و ديگرى عبد اللّه بن المغيرة فقط در حق وى گفته: امامى مجهول، همين مورد راجع به صاحب عنوان است.
عبد اللّه بن مسعود الصحابى- او همان ابو- عبد الرحمان معروف به ابن مسعود است كه در ابى عبد الرحمان نوشته شد.
عبد اللّه بن حارث- ظاهرا وى همان عبد اللّه بن- حارث از اصحاب امام موسى كاظم است. در تنقيح در حق وى گفته: امامى مجهول. نام وى در خصال در بابى آمده است.
عبد اللّه بن الصامت- در تنقيح المقال گفته:
عبد اللّه بن الصامت ابن اخى ابى ذر، آنگاه گفته: براى من روشن نشده كه او كه بوده است. و شايد صواب عباده باشد يعنى به جاى عبد اللّه. در خصال در بابى نام وى آمده است و ممكن است صاحب عنوان كس ديگر باشد كه بر نگارنده مجهول است.
عبد اللّه بن حرام- از روات خصال در بابى است مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: صحابى مجهول.
در جاى ديگر نامى از او نيافتم.
عبد اللّه بن عبد المطلب- وى از دودمان بنى هاشم