ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٥٢ - (٩٨٥) هر نعمتى كه خدا به تو داده آن را سپاس كنى
و راستگويان و گواهان و نيكان برانگيخته گرداند و ايشان نيكو يارانى هستند، على پرسيد اين احاديث در چه باشد؟ گفت: از آنكه خدا يگانه است. بىنياز است و ايمان داشته باشى و وى را بپرستى و ديگرى را مپرستى، نماز را با دست نماز كامل در وقت خويش بگزارى و تأخير روامدارى كه تأخير آن بىبهانهيى انگيزه خشم خداست و زكات را بدهى و ماه رمضان را روزه بدارى و در صورت داشتن خواسته و توانايى حج گزاردن حج گزارى و از پدر و مادر عاق نباشى و خواسته يتيم را به ستم مخورى و بادهگسارى مكنى و از بادههاى مستى آور منوشى، زنا مكنى، لواط مكنى: سخن چينى مكنى، سوگند دروغ به خدا مخورى، دزدى مكنى، گواهى ناروا مدهى، حق را از هر كه كه گفت بشنوى، به ستمكار اگر چه خويش نزديك تو باشد تكيه مكنى، هوا پرست مباشى، دشنام و نسبت بد به زنان پاك دامن مدهى، ريا كارى مكنى كه كمترين ريا شرك به خداست. به كوتاه مگوى تو كوتاه هستى، به دراز مگوى تو دراز هستى به عنوان عيبجويى كردن، كسى را دست ميندازى در گرفتارى و ناگوارى شكيبا باشى.
ترجمه
(٩٨٥) هر نعمتى كه خدا به تو داده آن را سپاس كنى:
از شكنجه خداى آسوده دل مباشى، از آمرزش خداى نوميد مگردى از گناههاى خود به خداى بازگشت كنى، چون بازگشت از گناه مانند