ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٤٩ - (١٠٤٢) امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
ترجمه (١٠٤٨) آنكه از حال ديگرى پند گيرد نيك بخت است. خود را به خوى نيك پرورش دهيد مسلمان به خوش خويى و به شب زنده دارى و روزه زندگى را مىگذارند. بادهگسار هر گاه بداند حرام است و بنوشد، خدا بدو از گل خبال كه نوعى چرك و خون دوزخيان است بنوشاند اگر چه آمرزيده گردد. هيچ گاه نذر در كار بدو سوگند در بريدن رحم درست نيست. آنكه مردم را به نيكى بخواند و خود نكند مانند كسىست كه بىزه كمان خواهد تير افكند. زن مسلمان براى شوى خود خويشتن را خوشبوى سازد. آنكه در راه حفظ خواسته خود كشته گردد در حكم شهيد است. انسان مغبون نه ستوده است و نه پاداشى دارد. سوگند فرزند بىدستور پدر و سوگند زن بىفرمان شوى درست نيست. روزى تا شباهنگام نشايد ترك گفتگو كرد مگر به ياد خدا مشغول بودن. پس از هجرت نبايد بيابان گرد شد و پس از گشايش مكه وجوب هجرت بيفتاد. سوداگرى كنيد تا نيازمند مگرديد چون خدا سوداگر درستكار را دوست مىدارد.
هيچ كارى نزد خدا از نمازگزارى دوست داشتهتر نيست. كار جهان شما را از نمازگزارى در هنگام آن باز ندارد، چون خدا گروههايى را نكوهش كرده و گفته آنان كه از نماز خود سهوكنندگانند و اوقات آن را سبك مىدارند. دشمنان شما در كارهاى نيك براى يك ديگر ريا كارى مىكنند و خدا به ايشان كاميابى كردار