ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٦٦ - (٩٩٤) على گفت
ترجمه
(٩٩٤) على گفت.
در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر ٦ در باره وى گفته: باشد:
بايد بنو وليعه (شعبهيى از كندهاند) باز ايستند و گر نه مردى را بديشان بفرستم كه چون من است، بندگى وى مانند بندگى من است و نافرمانى از وى نافرمانى از من است با شمشير ايشان را مىراند؟. گفتند: نه.
على گفت: در ميان شما كسى هست جز من كه پيامبر ٦ در باره وى گفته باشد: مسلمانى نيست كه مهر من در دل وى رسد جز آنكه گناهانى از او بگردد و هر كه مرا دوست دارد ترا نيز دوست دارد. دروغ گفته: آنكه گمان كند مرا دوست دارد و ترا دشمن داشته باشد. گفتند: نه. على باز گفت: آيا در ميان كسى هست كه پيامبر ٦ در باره وى گفته باشد كه در خاندان من و نسبت به همه مسلمانان در نبودن من جانشين منى دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست و دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست؟.
همه گفتند: نه.
على گفت: در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر ٦ در باره وى گفته باشد: اى على آنكه ترا دوست دارد و به پيشوايى ترا بشناسد رحمت حق به وى سبقت گيرد و آنكه با تو دشمنى ورزد نفرين حق به وى سبقت گيرد. عائشه گفت: اى فرستاده خدا براى من و پدرم دعا كن كه از دشمنان او نباشيم. گفت خاموش باش، هر گاه تو و پدر تو نيز از كسانى باشيد كه دوستدار وىايد آمرزش خدا به شما سبقت گيرد و هر گاه با وى دشمن باشيد نفرين خدا بر شما سبقت جويد. تو و پدر تو نخستين كسى هستيد كه حق وى را پايمال كنيد و با وى ستم روا داريد و تو اولين كسى باشى كه با وى نبرد كنى. همه گفتند: نه على گفت: در ميان شما كسى هست جز من كه پيامبر ٦ در باره وى چنان گفته: باشد كه در باره من گفته؟. گفت: اى على تو برادر منى و من برادر تو هستم در جهان و جاويدان، در بهشت سراى تو برابر سراى من است، چنان كه سراى برادران مقابل يك ديگر باشد. همه گفتند: نه.
على گفت: در ميان شما كسى جز من هست كه پيامبر ٦ در باره وى گفته باشد: خدا ترا به كارى اختصاص داده و به تو انعامى كرده كه هيچ كارى نزد وى نيكوتر از زهد در جهان نيست. توبه چيزى در جهان نخواهى رسيد، جهان نيز به تو دست نخواهد يافت، در روز رستاخيز زهد در پيش خدا آذين نيكان است، خوشا به حال آنكه ترا دوست دارد و پايه ترا باور كند، و واى بر آنكه ترا دشمن دارد و پايه ترا دروغ انگارد.