ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٤٦ - (٩٧٢) روزه بر چهل گونه است
شهر خود روزه بدارد اين ده روز تمام باشد. (هشتم)- روزه كفاره صيد در حال احرام حج واجب است. چنان كه در قرآن گفته: هر كه از شما عمدا شكارى را كشد مانند آن را از جانوران اهلى كفاره دهد. دو تن عادل حكم آن باشند، اين كفاره را در مكه قربانى كند يا در كفاره آن مساكين را خوراك دهد يا برابر آن روزه بدارد. زهرى گفته: امام على بن الحسين به من گفت: دانى برابر چند است گفتم: ندانم. گفت:
آن شكار را قيمت كند و به نرخ آن گندم معين كنند و با صاع پيمانه كنند. و به جاى هر نيم صاع يك روز روزه گيرد. (نهم)- روزه نذرى واجب است. (دهم)- روزه اعتكاف واجب است.
و اما روزههاى حرام عبارتست: (يكم)- روزه عيد رمضان. (دوم)- روزه عيد قربان. (سوم)- روزه سه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذيحجه در منى كه ايام تشريق گويند، (چهارم)- روزه روزى كه مشكوك ميان آخر شعبان و اول رمضان باشد كه در باره آن امر داريم و نهى، امر داريم كه به قصد شعبان روزه گيريم و نهى داريم به قصد رمضان در صورتى كه مردمان در آن شاك باشند. گفتم: هر گاه در شعبان هيچ روزه نگرفته چه كند؟. گفت: همان شب يوم الشك به قصد آخر ماه شعبان روزه بدارد هر گاه واقعا از رمضان باشد مجزيست و هر گاه از شعبان باشد ضررى ندارد. گفتم: چگونه روزه مستحبى به جاى واجب شمار شود؟. گفت: هر كه نادانسته يك روز از رمضان را به قصد مستحب روزه بدارد آنگاه دريافت كه از رمضان است بسنده است. چون همان روز معين بر او واجب بوده است و بدان نيز عمل كرده. (پنجم)- روزه وصال حرام است يعنى دو روز پى در پى روزه گرفتن و چيزى نخوردن است. (ششم)- روزه سكوت. (هفتم)- روزه نذر در معصيت. (هشتم)- روزه در همه زندگى يعنى هيچ گاه روزه نگشايد.
و اما روزههايى كه مستحب است و به اختيار و خواست مكلف است مانند: روزه روز آدينه و پنجشنبه و دوشنبه و روزه ايام البيض يعنى در هر ماهى از ماههاى عربى روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه گيرد. و روزه شش روز از اول ماه شوال بعد از ماه رمضان و روز عرفه و روز عاشورا مكلف در همه اين روزها هر گاه خواسته باشد روزه گيرد و هر گاه نخواست مىگشايد.
و اما روزه دستورى. (يكم)- زن بىدستور و فرمان شوى روزه مستحبى مگيرد. (دوم)- بنده بىدستور مالك خود روزه مگيرد. (سوم)- روزه مهمان بدون دستور ميزبان مگيرد. پيامبر گفته: هر كه مهمان باشد بايد از ميزبان دستور گيرد، و اما روزه تأديب. (يكم)- كودكى كه نزديك رسايى رسيده او را وادارند تا روزه گيرد تا در وى روز گرفتن ملكه گردد و واجب نيست. (دوم)- آنكه بامداد براى بيمارى يا سببى روزه را افطار كرد در ماه رمضان آنگاه علت وى دور شد و تواند كه روزه باشد باقى روز را چيزى مخورد هر چند اين امساك واجب نيست. (سوم)- هر گاه كسى در رمضان بامداد مسافر بود و روزه خويش گشود و آنگاه به مسكن خود رسيد باقى روز را از راه ادب از خوردن خوددارى كند. روزه اباحه در حق كسى است كه از فراموشى چيزى خورده يا آشاميده يا قى كرده. روزه چنين كسى درست است. روزه در بيمارى و سفر در نزد عامه مورد اختلاف است گروهى گفتهاند: بايد روزه داشت و گروهى گفتهاند:
بايد خورد و گروهى گفتهاند: مخير است. در مذهب شيعه در بيمارى و سفر بايد روزه مگيرد هر گاه گيرد