ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٣٢
اسحاق بن ابراهيم است كه بعدها وزير عزيز مصر شد و زندگى مردم را در ايام خشكسالى در مصر اداره كرد.
حدود (١٥٠٠) سال قبل از ميلاد مىزيسته. در زيبايى بدو مانند كنند.
يحيى بن زيد بن الوليد الشيرازى- در تنقيح المقال دو يحيى بن زيداند يكى يحيى بن زيد بن العباس بن وليد البزاز كه گفته: صدوق از وى روايت كرده و از او به (رضى اللّه عنه) تعبير مىكند كه دلالت به درستى وى دارد.
و ديگرى يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب مدنىست. كه شيخ طوسى وى را گاهى از اصحاب امام جعفر بن محمد گفته و گاهى از اصحاب امام موسى كاظم نوشته. اين شخص امامىست اما مجهول الحال است. معلوم نيست از اين دو هيچكدام صاحب عنوان باشند. زيرا اينجا قيد به شيرازيست در صورتى كه در تنقيح، البزاز گفته و شايد بزاز بوده كاتب آن را تصحيف به شيرازى كرده است.
يحيى بن المستفاد- از راويان خصال است. در تنقيح چندين تن يحيى آمده با عناوين مختلف كه هيچكدام با صاحب عنوان كه يحيى بن المستفاد باشد قابل تطبيق نيست. شايد وى در شمار مجاهيل است. صدوق نام وى را در باب ششم از خصال ياد كرده است.
يونس النبى- يا ذو النون يعنى صاحب و همدم ماهى از پيامبران عهد عتيق است و در تورات از وى مفصلا يادآورى شده است.
يوشع بن نون النبى- يا ذو الكفل از پيامبران بنى اسرائيل است و وصى موسى بن عمران، گورش در نزديكى كوفه در جايىست بنام كفل. در تورات نامهيى دارد.
يزيد بن معاويه- فرزند معاويه و نوه ابى سفيان است وى دومين خليفه از خلفاى امويست به سال ٦٠ هجرى در شام به خلافت نشست و به سال (٦٤) هجرى در آنجا درگذشت. شعر نيز مىسروده.
يونس بن ظبيان- شيخ طوسى گفته: يونس بن ظبيان كوفى از اصحاب امام جعفر بن محمد است. ابن- الفضائرى در حق وى گفته: يونس بن ظبيان كوفى غالى و وضاع حديث بود از امام صادق روايت مىكرد بىآنكه تشخيص دهد. نجاشى گفته: يونس بن ظبيان از موالىست و در نقل حديث ضعيف است كسى به احاديث وى توجهى ندارد و هرچه در آثار خود نقل كرده همه تخليط است و كشى كه از رجالنگاران است از وى رواياتى نقل كرده است و اللّه اعلم.