ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠٤
جعفر بن محمد الامام السادس- مكنى به ابى- عبد اللّه امام ششم شيعه كه در ابى عبد اللّه نگاشته شد.
جعفر بن على الكوفى- ظاهرا وى همان جعفر بن على بن الحسن بن على بن عبد اللّه بن المغيرة الكوفىست مؤلف تعليقه گفته: صدوق از او روايت مىكند و از او به رضى اللّه عنه تعبير كرده. روايت وى از حسن بن على از طريق جعفر بن علىست. در برخى جاها كه جعفر بن محمد بن علىست گويا همين جعفر بن على كوفىست و همچنين جعفر بن محمد كوفى در تنقيح المقال در حق وى گفته: حسن ان لم يكن ثقة. وفاتش شايد حدود ٣٢٥ هجرى در باب يكم خصال نامى از وى رفته است.
جعفر بن على بن الحسن بن على الكرخى- شايد وى همان جعفر بن على الكوفىست كه كاتب اشتباها وى را كرخى نوشته زيرا با مراجعه به كتب رجال چنين كسى را كه به عنوان كرخى باشد نيافتم. صدوق از وى در باب اول خصال بىواسطه از وى نقل حديث كرده است.
جعفر بن بشير- ظاهرا وى همان جعفر بن بشير- البجلى الوشاء باشد. شيخ طوسى وى را از اصحاب على بن موسى الرضا گفته و در فهرست گفته: جعفر بن بشير البجلى ثقة و جليل القدر است او را كتابىست چنانكه ابن ابى جيه از ابن الوليد از محمد بن الحسن صفا را از الحسن بن متيل از محمد بن الحسين بن ابى الخطاب از او نقل كرده چون نوعى جامه ابريشمى كه وشاء گويند مىفروخت به اين عنوان مشهور شد. صدوق از وى در باب ششم از خصال نقل حديث مىكند.
جعفر بن محمد بن مسرور- در تعليقه گفته:
صدوق از وى بسيار نقل مىكند و از او به رضى اللّه عنه ياد مىكند احتمال دارد وى جعفر بن محمد بن قولويه باشد چون نامش مسرور است محمد باقر داماد وى را به وثاقت ياد كرده. در تنقيح المقال ويرا ثقه گفته است. وفاتش شايد حدود ٣٦٠ باشد، صدوق در باب ششم از وى نقل حديث كرده است.
جرير بن عبد الحميد- مقصود همان جرير بن عبد الحميد الضبىست. شيخ طوسى ويرا از اصحاب صادق گفته. وى ساكن رى بود و قاضى آن و انسان ثقهيى و درستكارى بود به سال ٨٨ هجرى درگذشت و ٧١ سال داشت. مؤلف تنقيح المقال وى را حسن گفته.
جرير بن عبد اللّه البجلى- شيخ طوسى وى را از اصحاب رسول نوشته بعدا از اصحاب على شد و على وى را به رسالت به معاويه فرستاد گويا وى فريفته معاويه شد و در شام ماند على نيز سراى وى را در كوفه ويران كرد. كنيه وى ابو عمرو بود و برخى ابو عبد اللّه گفتهاند. به سال ٥٤ هجرى درگذشت. در تنقيح وى را ضعيف فى الغاية گفته: در خصال در باب از وى نامى آمده است.
حارث بن الاعور الهمدانى- وى حارث بن اعور همدانى نام قبيلهيى در يمن بود نه همدان ايران او خواص على بن ابى طالب است و جد شيخ بهاء الدين محمد عاملى. صدوق در خصال در باب از وى نقل حديث كرده است. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: حسن ان لم يكن ثقة.
حارث الشامى الغالى- مؤلف تنقيح المقال از طاؤوسى نقل كرده كه حارث شامى و حمزة البربرى هر دو ملعون بودند بنا به نقل سعد بن عبد اللّه از محمد بن خالد الطيالسى از عبد الرحمان بن ابى نجران از ابن- سنان از امام صادق كه او گفته بود: اين دو تن ملعون- اند. علامه حلى نيز در خلاصه چنين روايت كرده است. وى يكى از آن هفت تنىست كه صدوق در خصال