ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٤٩ - (٨٦٦) آنچه بر هر مسلمانىست كه هر روز پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد
بود كه گبران جانور سر بريده نمىخوردند و آن را مردار مىكردند و مىخوردند. بر اين قاعده گاو و گوسفند را خبه مىكردند، و چون مىمرد مىخوردند. (متردية) و گاهى جانور را چشم بسته از پشت بام مىافكندند چون مىمرد آن را مىخوردند (نطيحه) و گاهى ميشها را شاخ به شاخ به يك ديگر مىافكندند و چون يكى از اين دو مىمرد آن را مىخوردند. (وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ) و آنچه را گرگ و شير مىكشت آن را مىخوردند، خدا آن را حرام گردانيد. (وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ) و آنچه براى آتشكدهها قربانى مىكردند مىخوردند. قريش نيز درخت و سنگ را مىپرستيدند و براى آنها قربانى مىكردند و مىخوردند. (وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ) امام گفت: قريش اشتر نحر شده را پاره مىكردند و بر سر آن جمع مىشدند و با تير قرعه مىكشيدند و آن را به دست كسانى مىدادند، تيرهاى قمار زده بود. هفت از آنها رسد داشت و سه رسد نداشت نام آن هفت كه رسد داشت: فذ، توأم، مسيل، نافس، حليس، رقيب، معلى بود. فذ يك بخش مىبرد، توأم دو بخش، مسيل، سه بخش، نافس چهار بخش، حلسين پنج بخش، رقيب شش بخش، معلى هفت بخش. اين هفت اسم بر تيرهايى اطلاق مىشد كه دنباله آنها پر نداشت. و آن سه كه رسد نداشت: شميح، منيح، وغد نام داشت. و اينها تيرهايى بود كه دنبال آنها پر داشت: قيمت اشتر كشته به گردن كسانى بود كه تير بىسهم به آنها بر مىخورد و اين در واقع قمار بود از اين جهت خدا آن را حرام ساخت.
ترجمه
(٨٦٦) آنچه بر هر مسلمانىست كه هر روز پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد
- اسماعيل پور فضل گفته: از امام صادق تفسير اين آيه قرآن را پرسيدم كه گفته: «ستايش كن پروردگار خود را پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن». گفت: بر هر مسلمانى مستحب است كه پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد:
«لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شىء قدير»
. گفتم: اين چگونه است: لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى. گفت: خدا بر هر چيزى تواناست. ليك آنچه را گفتم بگوى.