ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٨٦ - (٩٢١) حديث دوازده پرده
ترجمه
(٩٢١) حديث دوازده پرده
- على بن ابى طالب چنان كه از او روايت كردهاند گفته: خدا چهار صد و بيست و چهار هزار سال پيش از آنكه آسمانها و زمينها و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بيافريند و قبل از آنكه آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و ديگر از پيامبرانى كه در قرآن گفته: وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ پايان يابد بيافريند و قبل از آنكه همه انبيا را بيافريند نور محمد را آفريد و با آن دوازده پرده آفريد. پرده قدرت، پرده عظمت، پرده رحمت، پرده سعادت، پرده كرامت، پرده منزلت، پرده هدايت، پرده نبوت، پرده رفعت، پرده هيبت، پرده شفاعت.
بعدا خدا نور محمد را دوازده هزار سال در پرده قدرت نگاه داشت، او در آن مىگفت: پاك است پروردگار من كه برتر است. و يازده هزار سال در حجاب بزرگى نگاه داشت، و او در آن مىگفت: پاك است داناى راز نهان، و در پرده منت ده هزار سال نگاه داشت كه مىگفت: پاك است خدايى كه پايدار است. در پرده رحمت نه هزار سال نگاه داشت كه مىگفت: پاك است خداى بزرگ و برتر. و در پرده سعادت هشت هزار سال مىگفت: پاك است آنكه پايدار است و در كار خود پرتى ندارد. و در پرده كرامت هفت هزار سال مىگفت:
پاك است، خدايى كه بىنياز است و نيازمند نگردد، و در پرده منزلت شش هزار سال مىگفت: پاك است پروردگار من كه با كرامت است، و در پرده هدايت پنج هزار سال مىگفت: پاك است پروردگار عرش و در پرده نبوت چهار هزار سال مىگفت: پاك است پروردگار عزت، از آنچه به نادانى وى را وصف كنند. و در پرده رفعت سه هزار سال مىگفت: پاك است خداوند ملك و ملكوت. و در پرده هيبت دو هزار سال مىگفت:
پاك است خدا و به ستايش وى همدم هستم و در پرده شفاعت هزار سال مىگفت: پاك است پروردگار من كه بزرگ است و به ستايش وى مشغول هستم.
بعدا خدا وى را چون نور درخشانى بر لوح پديدار كرد تا چهار هزار سال بعدا بر عرش آشكار ساخت تا هفت هزار سال تا آن را در كمر آدم نهاد و از آنجا به نوح نقل داد و از نهادى به نهادى گردانيد تا از پشت عبد اللَّه بن عبد المطلب برآورد و شش كرامت خاص وى گردانيد: پيراهن رضا، رداء هيبت، تاج هدايت و زير جامه معرفت و بند آن را مهر قرار داد، نعلين خوف و عصاى منزلت بعدا خدا به وى گفت: اى محمد برو پيش مردمان و به ايشان بگوى:
لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه.
مايه اين جامه كه وى پوشيده بود از شش چيز فراهم شده: تنش از ياقوت و دو آستين آن از مرواريد، خشتك آن از بلور زرد و دو زير بغل آن از زبرجد و طوق آن از مرجان سرخ و يقه آن از نور پروردگار، به بركت اين جامه زيبا، توبه آدم را خدا پذيرفت و انگشترى سليمان را به وى بازگردانيد و يوسف را به يعقوب و يونس را از شكم ماهى رهانيد و پيامبران ديگر را از گرفتارى نجات بخشيد، اين جامه محمد بود صدوق گفته: ارواح همه پيشوايان و گروندگان با روح محمد آفريده شدهاند.