ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢١١ - (١٠١٩) ادامه روايت
ترجمه
(١٠١٩) [ادامه روايت]
و اگر چه با حنا آن را رنگ دهد. در زمان دشتان خضاب مكند، چون ممكن است ديو وى را گزند رساند. چون زن را در حال نماز نيازى رخ دهد دو دست را بهمزند ليك مرد در حال نماز با سر و دست خويش اشارت كند. سبحان اللَّه را بلند گويد. براى زن سر برهنه در نماز بودن جائز نيست مگر آنكه كنيز باشد كه مىتواند سر برهنه نماز بگزارد، براى زن در غير حال نماز و احرام جامه ابريشمى پوشيدن روا باشد. اما بر مردان حرام است مگر در حال جهاد. زن مىتواند انگشترين زر در دست كند و با آن نماز گزارد اما بر مرد حرام است. پيامبر ٦ به على گفت: انگشترين زر در دست مكن چون آن از زيور بهشت است و همچنين جامه ابريشمى كه از زينتهاى بهشت است. زن بنده خود را نمىتواند آزاد كند مگر به فرمان و اجازه شوى خود. زن روزه مستحبى بىاجازه شوى خود مىگيرد. جائز نيست كه زن با كسى از نامحرمان دست دهد مرگ از روى جامه و همچنين بيعت كردن مگر از زير جامه، حج مستحبى بىاجازه شوى جائز نيست به گرمابه بيرون از سرا جائز نيست برود مگر آنكه در سراى وى گرمابه نباشد، سوار شدن بر زين روا نباشد مگر از ناچارى يا در سفر. ارث زن نيمهيى از ارث مرد است. ديه زن نصف ديه مرد است. و در ديه گزندها تا يك سوم ديه كامل برسد با مرد برابر است هر گاه بيشتر شد به نصف باز گردد. هر گاه زن تنها با مرد نماز جماعت گزارد پشت سر مرد بايستد و كنار او نباشد، چون كسى بر جنازه زن نماز گزارد ميان سينه وى ايستد و بر مرد نزد سر وى و هر گاه زن را داخل گور كنند شوى وى در جايى كه رانهاى ويست مىايستد و مىگيرد.
به نزد خدا براى زن شفيعى برتر از خشنود كردن مرد خود نيست. چون فاطمه دخت پيامبر درگذشت شويش على بر وى ايستاد و گفت: خدايا من از دختر پيامبر خشنود هستم. من در بيم هستم وى را آرام دار، و از كسى كه ستم بر وى كرد تو داور ميان ايشان باش چون برترين داوران هستى.