ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩ - (٨٠١) على را هشت منش است
ترجمه
(٨٠١) على را هشت منش است
- ابو ايوب انصارى گفته: پيامبر بيمار شده بود، فاطمه به ديدار وى آمد. او را سخت بيمار يافت، سرشك از ديدهاش روان شد. پيامبر به وى گفت: اى فاطمه خدا زمين را بازرسى كرد و از همه زمين پدر ترا برگزيد، آنگاه ديگر باره بازرسى كرد شوهر تو على را برگزيد و به من وحى كرد كه ترا بدو همسر گردانم. اى فاطمه خدا ترا به كسى داد كه اسلام وى از همه پيشتر و بردبارى وى از همه بزرگتر است. فاطمه از اين گفتار شادمان شد: آنگاه گفت: على هشت منش دارد: ايمان به خدا و پيامبر وى، دانش وى، حكمت وى، همسر وى، دو فرزند وى حسن و حسين، امر به معروف وى، نهى از منكر وى، داورى وى از روى كتاب خدا. اى فاطمه ما دودمانى هستيم كه به ما هفت منش داده شده كه به كسى از گذشتگان و آيندگان داده نشده. پيامبر ما بهترين پيامبران است و او پدر توست جانشين او بهترين جانشينان است كه شوى تو باشد، شهيدان ما سرور شهيدان است و او حمزه عم پدر توست و آنكه با دو بال خود در بهشت همى پرد و او جعفر از ماست، و دو سرور اين پيروان پسران توست كه حسن و حسين باشند.