ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩٦ - (٩٣٤) سرشناسان پيامبر بر مردم مدينه دوازده تن بودند
مىگفت: هر كه مرا بپوشاند خدا او را بپوشاند، پيامبر آن را كه پوشيده بود بدو داد با چهار درم ديگر جامهيى براى خود خريد چون بازگشت ديد آن كنيز در راه نشسته مىگريد پرسيد چرا نرفتى گفت:
چون دير كردم مىترسم، پيامبر با وى رفت تا به در سراى خداوند او رفت سلام كرد جواب ندادند تا سه بار سومين بار جواب دادند و گفتند: بار اول جواب نداديم تا بركت به سبب تكرار تو به ما افزون گردد، پيامبر از ايشان خواست تا به آن كنيزك گزند نرسانند، خداوند وى او را براى پيامبر آزاد كرد، پيامبر مىگفت:
دوازده درم نديدم كه اين همه بركت از آن آشكار گردد دو تن را پوشانيد و كنيزى آزاد كرد،
ترجمه
(٩٣٤) سرشناسان پيامبر بر مردم مدينه دوازده تن بودند
- عثمان احمر از گروهى از پيروان خود روايت كرده كه گفتهاند: پيامبر از پيروان خود به فرمان فرخ سروش دوازده سرور برگزيده به شماره سرشناسان بنى اسرائيل كه موسى گزيده بود، نه تن از ايشان از تيره خزرج بودند و سه تن از تيره أوس.
و آنان كه از تخمه خزرج بودند: يكم- اسعد بن زراره بود. دوم- براء بن معرور. سوم- عبد اللَّه