ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩٧ - (٩٣٤) سرشناسان پيامبر بر مردم مدينه دوازده تن بودند
بن عمرو حرام پدر جابر بن عبد اللَّه. چهارم- رافع بن مالك. پنجم- سعد بن عباده، ششم- منذر بن عمرو. هفتم- عبد اللَّه بن رواحه. هشتم- سعد بن الربيع. نهم- عبادة بن صامت بود كه هر كس در پناه يكى از اين اشراف خزرج در شهر مدينه مىزيسته، كسى متعرض او نمىشده. و از تيره اوس. دهم- ابو الهيثم بن تيهان بود. يازدهم- اسيد بن حضير. دوازدهم- سعد بن خيثمه است، صدوق گفته: من ايشان را در كتاب نبوت آوردهام.
مصنف گفته: نقيب سرشناس دودمان و ناحيه است، و به معنى محل اعتماد آمده و به معنى و به معنى امين است گواه بر قوم خود و نقيب در اصل لغت عرب از نقب گرفته شده كه سوراخ گشاده در زمين و كوه است و آن را نقيب گفتهاند، چون از احوال قومى كه بر ايشان گماشته شده آگاهى دارد، چنان كه از رازهاى نهفته جستجو مىگردد. و معنى گفته قرآن: دوازده نقيب از ايشان يعنى بنى اسرائيل فرستاديم. اين است كه از هر سبطى نمايندهيى گرفتيم و با او در كار دين پيمان بسته شد. برخى گفتهاند كه اين نقيبان به شهرستانهاى عمالقه فرستاده شدند تا از حال آنان آگاه گردند و پيش موسى باز گردند و قوم خود را از نبرد با سركشان منع كردند. زيرا از آمادگى آنان در هراسى افتادند.