ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١١٢ - (٩٤٨) شانزده چيز از فرزانگىست
دروغگويى پيشه كردن تهى دستى آرد، اندازه نداشتن در زندگى تهى دستى آرد، بريدن از خويشان تهى دستى آرد، بسيار آواز گوش دادن تهى دستى آرد، نوميد كردن مرد درويش در شب تهى دستى آرد».
آنگاه گفت: «آنچه توانگرى و فراخى روزى آرد: جمع ميان دو نماز روزى را فراخ سازد تعقيب خواندن پس از نماز بام و نماز پسين روزى را فراخ سازد، پيوند با خويشان يعنى رفت آمد كردن با ايشان روزى افزايد، روفتن در سراى روزى افزايد، همراهى با برادران دينى روزى افزايد، بامدادان پى روزى رفتن روزى افزايد، آمرزش خواستن روزى افزايد، امانت دارى روزى افزايد، راستگويى روزى افزايد، جواب بانگ نماز گفتن روزى افزايد».
ترجمه
(٩٤٨) شانزده چيز از فرزانگىست
- اصبغ پور بناته گفته از على شنيدم كه گفتى:
«راستى امانت است، دروغ خيانت، با فرهنگى بودن بزرگىست، دور انديشى زيركى، اسراف نابود كردن است، ميانه روى توانگرى، نازكى دل فروتنىست، ناتوانى زبونى، پيروى آرزوها كژرويست.
وفادارى مردانگىست، خود بينى نابودى، بردبارى پايه زندگىست.