ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠٩
صفين در سپاه على با معاويه به سال ٣٧ هجرى كشته شد. در تنقيح در حق وى گفته، ثقة بحكم ثقتين. در خصال در بابى نامش آمده است.
الخضر النبى او حليقا- از پيامبران عهد عتيق و تورات است: گويند وى را دو نام بود يكى خضر و ديگرى حليقا صدوق در خصال در بابى وى را نام برده است.
الخليل بن احمد اللغوى- وى همان خليل بن احمد بن عمرو بن تميم الفراهيدى الازدى اليحمديست.
به سال ١٧٤ هجرى درگذشته و نزد شيعه معتبر است.
مؤلف تنقيح وى را فى اعلى الحسن گفته است. كتاب عين الخليل از آثار ويست.
الخليل بن احمد السنجرى- وى خليل بن احمد ابو سعيد القاضى الحنفىست وى از مشائخ صدوق است. در خصال مكرر نام وى آمده است به سال ٣٧٣ هجرى به فرغانه درگذشت.
درست بن ابى منصور الواسطى- برخى وى را ابن منصور نوشتهاند. شيخ طوسى او را از اصحاب امام جعفر بن محمد گفته و گاهى از اصحاب امام موسى بن جعفر او واسطى واقفىست. تنقيح در حق وى گفته، واقفى لكن حديثه قوى. در خصال در باب چهارم نام وى آمده است.
داؤود النبى- بن اشعياء يابسى از سبط يهود است و از پيامبران بنى اسرائيل بود. سفر مزامير در كتاب تورات از اوست، حدود (١٠٠٠) سال قبل از ميلاد مسيح مىزيسته. در بابى از خصال نام وى آمده است.
داؤود بن كثير الرقى- شيخ طوسى وى را از اصحاب امام صادق گفته و نيز گفته وى از اصحاب امام موسى بن جعفر است و او از موالى بنى اسد بود و انسانى ثقه است. در خصال در باب ٤ نامش آمده است.
داؤود بن عبد الرحمان- وى داوودن بن عبد الرحمان ابو سليمان المكى العطار است. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: امامى مجهول. شيخ طوسى وى را از اصحاب امام جعفر بن محمد دانسته صدوق در خصال در بابى از او نقل حديث كرده است.
ذو القرنين- نام ملكى از ملوك يمن است و در متن اين خصال گفته: وى ذو القرنين بن عياش است. اين همان كسىست كه سد يأجوج و مأجوج را ساخته برخى پنداشتهاند كه وى اسكندر بن فيلاقوس يونانىست. گويند ذو القرنين يمانى از پادشاهان بزرگ يمن بود و قبل از اسكندر يونانى مىزيسته و از سلسله تبابعه است و نام وى شمر بن يرعش است و نيز از على بن ابى طالب روايت كردهاند كه او مىگفته: نام وى صعب بن عبد اللّه از ملوك حمير است. از آن جهت وى را ذو القرنين گفتند چون هنگام ولادت وى به بالاى پيشانى او دورسته موى سفيد داشت كه آنها را پيچيده چون دو شاخ بر سر مىنهاد و كسانى بودند كه اول نام ايشان ذو بود مانند ذو يزن و ذو همدان و ذو غمدان و از اينروى اينان را ملوك اذواء مىگفتند. چون يمنيان در سدسازى ماهر بودند از وى خواسته شد.
ذو النون النبى- وى همان يونس پيامبر است كه در كام ماهى دريا رفت و از پيامبرانىست كه دو نام داشته و در تورات مفصلا از او سخن رفته است
رافع بن مالك- شايد وى همان رافع بن مالك بن