ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٢٨
مفضل بن عمر ابو عبد اللّه يا ابى محمد كوفى مردى فاسد المذهب است و مضطرب الروايه اعتنايى به حديث وى نيست. قاعدة قول جارح مقدم است مع الدليل.
مقداد بن الاسود- الكندى از بنى كنده بود.
شيخ طوسى در رجال خود وى را از اصحاب رسول اكرم گفته و از طرفداران على بن ابى طالب.
عظيم القدر و شريف المنزله نوشته. چون پدرش همپيمان بنى كنده بود مقداد مشهور به كندى شد.
به سال ٣٣ هجرى در حالىكه سن وى به هفتاد رسيده بود درگذشت. گورش در حرف است كه سه ميل از مدينه دور افتاده.
مغيرة بن شعبه- بن عامر بن مسعود الثقفى الكوفىست از اصحاب رسول اكرم است. خليفه عمر وى را فرماندارى بصره و كوفه داد. مردم نزد وى گواهى به زنا كردن دادند از اينرو وى را عزل كرد، ابو لؤلؤ گبر غلام وى بود كه عمر بن الخطاب را به قتل رسانيد. برخى مدعى هستند كه وى محرك در اين كار بود يك چشمش در جنگ يرموك كور شد.
در ماه شعبان سال ٥٠ هجرى به سن هفتاد سالگى درگذشت. در تنقيح المقال گفته: ضعف الرجل الى الغاية.
مسلم بن على- ظاهرا وى همان مسلم بن على البطين است. شيخ طوسى در رجال خود وى را از اصحاب امام على بن الحسين معرفى كرده است در متن خصال با اثبات تا در آخر اسم آورده ظاهرا درست نيست.
مجاهد بن اعين- در تنقيح المقال دو تن را نام مجاهد است مجاهد بن راشد بن مسراق الهندى الكوفى كه طوسى وى را از اصحاب امام جعفر بن محمد گفته و ديگرى مجاهد بن العلاء الكوفى كه او نيز از اصحاب امام مذكور است. اما مجاهد بن اعين از او اثرى و خبرى نيست.
معاوية بن دينار- چند تن معاويه هستند اما ك؟؟؟
از ايشان بنام معين بن دينار نيست. شايد وى از ج؟؟؟
مجاهيل باشد.
- معاوية بن سويد بن مقرن- معاوية بن سويد هست اما از صاحب عنوان اثرى نيست.
معاوية بن عمار- ظاهرا وى همان معاويه بن عمار ابو معاوية بن جناب بن عبد اللّه البجلى الده؟؟؟
ابو القاسم كوفى باشد. شيخ طوسى وى را از اصحاب امام جعفر بن محمد نوشته ظاهرا از موالى بود نجاشى او را كثير الشأن و عظيم المحل و ثقه گفته
معاوية بن ابى سفيان- مقدسى گفته: او معاوية؟؟؟
ابى نامش صخر بن حرب بن امية بن عبد شمس بن مناف مكنى به ابى عبد الرحمان است كه قرشى امو؟؟؟
بود و كاتب رسول اكرم است. از سال ٤١ هجرى به خلافت نشست و در ٢٢ رجب از سال ٦٠ درگذشت هنگام مرگ ٧٦ سال داشت. شيخ طوسى نيز او را از اصحاب رسول نوشته. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: او فاسق و خارج بر امام عادل بود.
مكحول- از زهرى نقل است كه مىگفت در جه؟؟؟
عالم است ابن المسيب در مدينه و شعبى در كوفه و حسن بصرى در بصره. مكحول در شام. امام على بن الحسين با مكحول ملاقات كرد و از وى پرسيد چگونه شام كردى؟ در جواب گفت شام كرديم در؟؟؟
شما مانند شام كردن بنى اسرائيل در آل فرعون و در كتاب اختصاص از سعيد بن عبد العزيز روايت شده كه مىگفت: غالب بر مكحول دشمنى على بن ابى طالب بود و هيچگاه وى را بنام ياد نكردى بلكه گفتى: ابو زينب. حسن بن حر گفت مكحول را