ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٣ - (٨٠٧) آفت نه چيز، نه چيز است
به على ٧ گفت: به جهت تو خدا نه منش به من داده، سه در جهان و سه در جاويدان و دو به سود تو و يكى كه از گفتن آن بر تو بيمناك هستم، آن سه كه در جهان است: تو وصى منى و در ميان دودمان من جانشين منى و پردازنده وام منى. و آن سه كه در آخرت است: درفش ستايش را كه به من دهند به دست تو مىسپارم آدم ابو البشر و فرزندانش همه زير درفش من هستند: تو در كليدهاى بهشت به من يارى مىكنى، اختيار شفاعت خود را به تو مىدهم كه در باره هر كه خواسته باشى، آن دو كه به سود توست پس از من كافر و گمراه نگردى، و آنچه بر تو بيمناك هستم، آنكه قريش پس از من با تو نيرنگ به كار برند.
در حديث ديگرى از پيامبر رسيده كه گفته: نه منش به من داده شد، سه در جهان و سه در جاويدان و دو تا كه براى او اميد بخش است، يكى آنكه بر وى بيمناك هستم، اما آن سه كه در جهان است مرا مىپوشاند و در دودمان من سرپرست است و در خاندان من وصى ست و آن سه كه در جاويدان است: درفش ستايش را به من دهند و من به وى كه آن را بركشد و هنگام شفاعت گناهكاران به آن تكيه مىدهم و در كليدهاى بهشت با من يارى دهد. و آن دو كه نسبت بدو براى من اميدوارى دهد بعد از من به كفر و گمراهى نگرايد، اما بيمناك از آنم كه قريش با وى مخالفت كنند و فتنهانگيزند.
ترجمه
(٨٠٧) آفت نه چيز، نه چيز است:
- پيامبر گفته: «زيان حديث: دروغ گفتن است، و زيان دانش: فراموشىست، و زيان بردبارى: سبكىست، و زيان بندگى سستىست، و زيان خوشمزگى:
لاف زدن است، و زيان دلاورى: ستم است، و زيان بخشش: ياد آوريست، و زيان زيبايى: خودپسنديست، و زيان خانوادگى: باليدن است.