ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٦٤ - (١٠٤٢) امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
ترجمه (١٠٥٥) هميشه مؤمن بيدار و هشيار و ترسان است و در انتظار گشايش جهانى يا مرگ با سعادت جاويدانىست و به رحمت خدا اميدوار است، مؤمن بىبيم و اميد نيست و از گذشته خود بيمناك است و در انتظار وعده خداست شما آباد سازندگان زمين هستيد: خدا شما را در آن اسكان داده تا بر آن چه مىكنيد؟
اين راه را بپيماييد تا ديگرى را به جاى شما نياورند نشان خردمندى نيك رفتارى و دينداريست در آمرزش خواستن از خدا پيشدستى كنيد بهشتى كه مانند آسمان و زمين است در فراخى براى پرهيزكاران است و جز به پرهيزكارى بدان راه نيابيد. گناه آلود از ياد خدا منصرف شود آنكه پيروى از پيشواى حق نكند خدا ديوى بر او گمارد تا پيوسته با وى باشد مخالفان شما در گمراهى و كينهتوزى بيناتر و سختتراند و در هزينه براى خواهشهاى خود كوشاتر از شمااند زيرا شما به ستم كشيدن و بدبختى خوى گرفتهايد نه از خدا شرم داريد و نه براى خويش مصلحتى مىانديشيد با آنكه هر روز ستمى مىبينيد باز از غفلت بيدار نمىشويد و در نيكى كوشا نيستيد با سرگرمى هر روز دين شما فرسودهتر مىگردد در صورتى كه خدا گفته: از ستمكاران حمايت مكنيد تا به دوزخ ميفتيد و دستگيرى جز خدا نداريد.