ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٦٢ - (١٠٤٢) امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
و سلطان اللَّه و رحمة اللَّه و أرفة اللَّه و غفران اللَّه و قوة قدرة اللَّه و جلال اللَّه و بصنع اللَّه و اركان اللَّه و بجمع اللَّه و برسول اللَّه و بقدرة اللَّه على ما يشاء عن شر السامة و الهامة و من شر الجن و الانس و من شر ما يدب في الارض و ما يخرج منها و من شر ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها و من شر كل دابه أنت آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم»
. زيرا پيامبر ٦ حسن و حسين ٧ را با اين دعا در امان خدا سپرد و پيامبر ما را بدان فرمان داده است.
ما گنجوران دين خدا هستيم، ما كليدهاى دانش هستيم، هر گاه پيشوايى از ما درگذرد: ديگرى به جاى وى در آيد، هر كه از ما پيروى كند گمراه نگردد و آنكه منكر ما گردد گمراه است، آنكه با ما دشمنى ورزد رهايى نيابد، آنكه ما را واگذارد و از يارى ما كوتاهى كند بىياور گردد، براى آز به جهان و كالاى آن كه فانىست ما را تنها مگذاريد، آنكه با ما مخالفت كند و جهان را به جاويدان برگزيند و آن را بر ما مقدم دارد در روز رستاخيز بسى دريغ خورد چنان كه قرآن گفته: هر كه اى دريغ گويد كه چرا در باره خويشتن كوتاهى كرديم و خود را خوار ساختيم. كودكان خود را پاكيزه داريد و مسوخ را از ايشان دور كنيد، زيرا ديو آن را مىبويد و كودك را به بيم مىافكند و به خواب مىكند و نگارندگان كردارهاى شما از آن در آزار گردند.
اولين نگاه به زن بىاشكال است و دومين حرامست، دائم الخمر خداى را مانند بت پرست بر خورد مىكند، حجر بن عدى پرسيد اى امير المؤمنين چه كسى دائم الخمر است؟. گفت: آنكه هر گاه يافت در كشد، هر كه باده گسارد تا چهل شبانه روز نماز وى پذيرفته نيست، آنكه در باره مسلمان سخن گويد كه مقصود وى ريختن آب روى ويست، خدا وى را در لجنزار دوزخ بند گرداند تا دليلى بر گفته خويش آورد دو مرد برهنه زير جامه خوابى مخسبد هر گاه خفتند ايشان را تعزير بايد كرد كدو خوريد كه مغز را بيفزايد. پيامبر از كدو در شگفت شدى قبل از خوراك و بعد از آن ترنج بخوريد، چون دودمان پيامبر مىخوردند، امروز دل را روشن كند و دردهاى درون را آرامش بخشد هر گاه نمازگزار در نماز ايستد ديو بدو از روى حسرت بنگرد چون بيند كه در آمرزش خدا در شده بدترين كارهاى ديندارى تازههاى آن است و برترين آنها آن است كه خدا آن را پسندد آنكه جهان را بر جاويدان برگزيد سرانجام وى بيمناك است آب را نيكو دانيد هر كه به داده خدا خوشنود باشد تن خود را آسوده ساخته هر كه زندگانى خويشتن را در غير خدا هزينه كند زيانكار است هر گاه نمازگزار بدانستى كه چسان بزرگى خداى وى را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نداشتى كار خود را به تأخير ميندازيد آنچه روزى شماست به شما خواهد رسيد و هر گرفتارى كه براى شما مقدر است آن را با هيچ تدبير متوانيد دفع كرد امر به نيكى و منع از بدى كنيد و در برابر گرفتاريها شكيبا باشيد شناختن حق ما چراغى فرا راه گراينده است بدترين كورى، كورى از بهرهمنديهاى ماست و آنكه با ما دشمنى ورزد در صورتى كه ما با وى بزهى مرتكب نشدهايم جز آنكه وى را به حق خوانديم و ديگران وى را آشوب و جهان مىخوانند.