ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٧٧ - (١٠٧٥) از عبد الله بن هلال روايت شده كه گفت
ترجمه
(١٠٧٣) زرارة گفته:
امام محمد باقر ٧ گفته: كه پيامبر ٦ به على ٧ درى آموخت كه از هر بابى هزار باب و از هر باب آنها هزار در گشوده مىگردد. امام صادق ٧ گفته: چون پيامبر ٦ در بيمارى مرگ بود، على را خواست، در گوش وى سخنان مىگفت، چون بيرون آمد كسانى به وى گفتند:
دوست تو با تو چه گفت؟. در جواب گفت: بابى از دانش را بر من گشود كه از آن هزار باب گشوده گردد و از هر باب آن هزار باب ديگر. اسحاق سبيعى گفته: يكى از ياران على كه محل اعتماد من است، گفت: از على ٧ شنيدم كه مىگفت: در اين سينه من دانش بسيارىست كه پيامبر آن را به من آويخته اگر كسانى را مىيافتم كه از آنها نگاهدارى مىكرد چنان كه بايد و شايد ملاحظه آنها مىكرد. برخى از آنها را به ايشان مىگفتم تا به وسيله آن دانشى بسيار دريابند چون دانش كليد هر دريست و هر بابى هزار در را مىگشايد.
ترجمه
(١٠٧٤) اصبغ بن نباته گفته:
شنيدم امير المؤمنين ٧ مىگفت: كه پيامبر ٦ به من هزار باب از حلال و حرام و آنچه بود، و تا قيامت خواهد بود آموخت كه هر باب آن هزار باب را گشود و هزار هزار باب شد تا آنكه دانش مرگها و گرفتاريها و احكام حق را دريافتم. امام صادق ٧ گفته پيامبر ٦ هزار باب از دانش به على ٧ فرا داد كه از هر بابى هزار باب گشوده گردد.
ترجمه
(١٠٧٥) از عبد اللَّه بن هلال روايت شده كه گفت:
از امام صادق ٧ شنيدم كه مىگفت: پيامبر