ترجمه خصال شيخ صدوق
(١)
باب منشهاى هشتگانه
٢ ص
(٢)
(789)
در مؤمن هشت منش شايسته است
٢ ص
(٣)
(790)
هشت تناند كه نماز ايشان پذيرفته نيست
٣ ص
(٤)
(791)
بردارندگان عرش هشتاند
٣ ص
(٥)
(792)
بهشت هشت در دارد
٤ ص
(٦)
(793)
سقف خانه از هشت متر بيشتر جائز نيست
٤ ص
(٧)
(794)
هشت جفت
٥ ص
(٨)
(795)
هشت تن از شمار مردم نيستند
٥ ص
(٩)
(796)
هر كه در مساجد رفت و آمد كند يكى از هشت منش را بيابد
٦ ص
(١٠)
(797)
هشت تن هر گاه خوار گردند بايد خود را نكوهش كنند
٦ ص
(١١)
(798)
مساجد را از هشت چيز دور بداريد
٧ ص
(١٢)
(799)
ايمان هشت منش است
٧ ص
(١٣)
(800)
گناههاى بزرگ هشت است
٨ ص
(١٤)
(801)
على را هشت منش است
٩ ص
(١٥)
باب منشهاى نهگانه
١٠ ص
(١٦)
(802)
- خدا نه منش به پيامبر داد
١٠ ص
(١٧)
(803)
به پيروان على نه چيز داده شده
١١ ص
(١٨)
(804)
فاطمه دخت پيامبر را نه نام است
١١ ص
(١٩)
(805)
خدا به على نه چيز داده كه جز به محمد به كسى نداده
١٢ ص
(٢٠)
(806)
پيامبر به على گفت به واسطه تو خدا نه منش به من داد
١٢ ص
(٢١)
(807)
آفت نه چيز، نه چيز است
١٣ ص
(٢٢)
(808)
در خرماى برنى نه خاصيت است
١٤ ص
(٢٣)
(809)
حكم نه چيز از پيروان اسلام برداشته شده
١٤ ص
(٢٤)
(810)
از نه چيز منع شده
١٤ ص
(٢٥)
(811)
بزهكار را نه ساعت وقت مىدهند
١٥ ص
(٢٦)
(812)
پيشوايان از فرزندان حسين بن على نه تناند
١٥ ص
(٢٧)
(813)
هنگامى كه پيامبر درگذشت نه زن داشت
١٦ ص
(٢٨)
(814)
امير المؤمنين على نه سخن گفته
١٦ ص
(٢٩)
(815)
اندازه رسيدن زن نه سال است
١٧ ص
(٣٠)
(816)
زنى كه از شوى خويش نه طلاق عدى گرفته بر وى هميشه حرام خواهد بود
١٧ ص
(٣١)
(817)
زكات در نه چيز ثابت است
١٨ ص
(٣٢)
(818)
نماز آدينه از نه تن ساقط گردد
١٩ ص
(٣٣)
(819)
نه چيز سبب فراموشى مىشود
١٩ ص
(٣٤)
(820)
معجزههاى نهگانه موسى(ع)
٢٠ ص
(٣٥)
(821)
هنگامى كه امام دوازدهم ظهور مىكند از نه قبيله به وى مىپيوندند
٢٠ ص
(٣٦)
باب منشهاى دهگانه
٢٢ ص
(٣٧)
(822)
پيامبر
٢٢ ص
(٣٨)
(823)
هميشه رفت و آمد براى يكى از ده كار است
٢٣ ص
(٣٩)
(824)
خدا خرد را به دو چيز توانايى داد
٢٤ ص
(٤٠)
(825)
ده چيز از صفات پيشوايىست
٢٥ ص
(٤١)
(826)
على از پيامبر به ده چيز بهرهمند شد
٢٦ ص
(٤٢)
(827)
پيروان على را به ده چيز مژده است
٢٨ ص
(٤٣)
(828)
ده منش از اخلاق بزرگ است
٢٨ ص
(٤٤)
(829)
ده چيز نشانه پديد آمدن رستاخيز است
٢٩ ص
(٤٥)
(830)
خدا ده صفت را در پيامبر و خاندان وى گرد كرده
٢٩ ص
(٤٦)
(831)
هر كه ده منش داشته باشد بهشت مىرود
٣٠ ص
(٤٧)
(832)
گراينده خردمند نباشد تا ده منش در وى نباشد
٣٠ ص
(٤٨)
(833)
خوردن ده اندام از اندامهاى گوسفند كشته جايز نيست
٣١ ص
(٤٩)
(834)
ده چيز از مردار پاك است
٣١ ص
(٥٠)
(835)
ده تن در ده چيز طمع مكنند
٣١ ص
(٥١)
(836)
در ده جا نماز گزاردن روا نيست
٣٢ ص
(٥٢)
(837)
ده تن به بهشت نروند
٣٣ ص
(٥٣)
(838)
تندرستى ده پاره است
٣٤ ص
(٥٤)
(839)
ده تن خود و ديگران را به گرفتارى مىافكنند
٣٤ ص
(٥٥)
(840)
زهد ده جزء است
٣٤ ص
(٥٦)
(841)
ده گونه كنيز بر مالك خود حراماند
٣٥ ص
(٥٧)
(842)
شهوت ده جزء است
٣٥ ص
(٥٨)
(843)
حيا ده پاره است
٣٦ ص
(٥٩)
(844)
كودكانى كه به ده سالگى مىرسند بستر ايشان را از زنان جدا مىكنند
٣٦ ص
(٦٠)
(845)
يك زن شكيبايى ده مرد را دارد
٣٦ ص
(٦١)
(846)
ده چيز است كه برخى از برخى دشوارتر است
٣٨ ص
(٦٢)
(847)
در خربزه ده خاصيت است
٤٠ ص
(٦٣)
(848)
ده چيز خوشى آور است
٤١ ص
(٦٤)
(849)
نماز بر ده وجه است
٤١ ص
(٦٥)
(850)
در شيعه ده منش است
٤٢ ص
(٦٦)
(851)
پيامبر در باره باده ده تن را نفرين كرده
٤٢ ص
(٦٧)
(852)
پاداش آنكه ده رمضان پياپى روزه گرفته باشد
٤٢ ص
(٦٨)
(853)
پاداش آنكه ده حج گزارده باشد
٤٢ ص
(٦٩)
(854)
بركت ده پاره است
٤٣ ص
(٧٠)
(855)
پيش از رستاخيز ده نشانه است
٤٣ ص
(٧١)
(856)
اسلام بر ده جزء نهاده شده است
٤٤ ص
(٧٢)
(857)
گروش ده پايه است
٤٤ ص
(٧٣)
(858)
پاداش آنكه ده سال براى خدا بانگ نماز كرد
٤٥ ص
(٧٤)
(859)
در مسواك كردن ده منش است
٤٥ ص
(٧٥)
(860)
نشانههاى قيامت ده چيز است
٤٦ ص
(٧٦)
(861)
پيامبر در شبانروزى ده دوره هفت شوطى به كعبه طواف مىكرد
٤٦ ص
(٧٧)
(862)
كسى كه در روز رمضان ده بار با زنى مقاربت كرد
٤٧ ص
(٧٨)
(863)
ده سخن پند آميز
٤٧ ص
(٧٩)
(864)
ده تن از پيروان اسلام به خدا كافراند
٤٨ ص
(٨٠)
(865)
تيرهاى بر دو باخت جاهليت ده بوده است
٤٨ ص
(٨١)
(866)
آنچه بر هر مسلمانىست كه هر روز پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد
٤٩ ص
(٨٢)
(867)
پسران عبد المطلب با عباس ده تن بودند
٥٠ ص
(٨٣)
باب منشهاى
يازدهگانه
٥٢ ص
(٨٤)
(868)
نام يازده اخترى كه يوسف آنها را با آفتاب و ماهتاب در خواب ديد كه وى را نماز
مىبرند
٥٢ ص
(٨٥)
(869)
چاه زمزم يازده نام دارد
٥٢ ص
(٨٦)
بابهاى منشهاى
دوازدهگانه
٥٤ ص
(٨٧)
(870)
باب يكم تا دوازدهم
٥٤ ص
(٨٨)
(871)
بدترين خلق اولين و آخرين دوازده تناند
٥٧ ص
(٨٩)
(872)
راه شناختن نيم روز در هر يك از ماههاى دوازدهگانه رومى با سايه انسان
٥٩ ص
(٩٠)
(873)
كسانى كه با خلافت ابى بكر مخالفت كردند دوازده تن بودند
٦٢ ص
(٩١)
(874)
خدا از اسرائيل دوازده سبط برآورد و از حسن و حسين نيز دوازده سبط
٦٦ ص
(٩٢)
(875)
پيشوايان پس از پيامبر دوازده تناند
٦٧ ص
(٩٣)
(876)
قيس بن عبد الله گفته
٦٧ ص
(٩٤)
(877)
ابو القاسم عتاب گفته
٦٨ ص
(٩٥)
(878)
مسروق گفته
٦٨ ص
(٩٦)
(879)
از مسروق روايت شده كه گفته
٦٨ ص
(٩٧)
(880)
از جابر پور سمره روايت شده كه گفت
٦٩ ص
(٩٨)
(881)
جابر بن سمره گفته
٦٩ ص
(٩٩)
(882)
از جابر بن سمره روايت شده كه گفت
٦٩ ص
(١٠٠)
(883)
سماك پور حرب و زياد بن علاقه و حصين بن عبد الرحمن همه از جابر بن سمرة روايت
كردهاند كه پيامبر گفت
٦٩ ص
(١٠١)
(884)
سماك پور حرب از جابر بن سمره روايت كرده كه گفت
٧٠ ص
(١٠٢)
(885)
شعبى از جابر بن سمرة روايت كرده كه گفت
٧٠ ص
(١٠٣)
(886)
سعد بن قيس همدانى از جابر بن سمره روايت كرده كه گفت
٧٠ ص
(١٠٤)
(887)
سماك و عبد الله بن عمير و حصين بن عبد الرحمن گفتهاند
٧١ ص
(١٠٥)
(888)
زياد بن علاقه و عبد الملك بن عمير از جابر بن سمره نقل كردهاند كه مىگفت
٧١ ص
(١٠٦)
(889)
از سماك بن حرب و زياد بن علاقه و حصين بن عبد الرحمن روايت كردهاند
٧١ ص
(١٠٧)
(890)
شعبى از جابر بن سمرة روايت كرده كه او مىگفت
٧٢ ص
(١٠٨)
(891)
شعبى از جابر بن سمره روايت كرده
٧٢ ص
(١٠٩)
(892)
عامر شعبى از جابر بن سمره روايت كرده
٧٢ ص
(١١٠)
(893)
باز از شعبى از جابر بن سمره روايت شده كه گفت
٧٣ ص
(١١١)
(894)
از اسود بن سعيد همدانى روايت شده
٧٣ ص
(١١٢)
(895)
عبد الملك بن عمير گفته
٧٣ ص
(١١٣)
(896)
سعيد بن خالد از جابر بن سمره از پيامبر روايت كرده
٧٣ ص
(١١٤)
(897)
ابن سيرين از جابر بن سمره سوانى روايت كرده كه او مىگفت
٧٤ ص
(١١٥)
(898)
عامر بن سعد گفته
٧٤ ص
(١١٦)
(899)
از سرح برمكى در كتاب روايت شده كه گفته
٧٤ ص
(١١٧)
(900)
از ابى خالد روايت شده
٧٥ ص
(١١٨)
(901)
از مكحول روايت شده كه مىگفت
٧٥ ص
(١١٩)
(902)
از وهب بن منبه روايت شده كه مىگفت
٧٥ ص
(١٢٠)
(903)
از كعب الاحبار روايت شده كه در خلفاء گفته
٧٥ ص
(١٢١)
(904)
از سماك روايت شده كه گفت
٧٦ ص
(١٢٢)
(905)
باز شعبى از جابر بن سمره روايت كرده كه او مىگفت
٧٦ ص
(١٢٣)
(906)
سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسى روايت مىكند
٧٦ ص
(١٢٤)
(907)
از على بن ابى طالب روايت شده
٧٧ ص
(١٢٥)
(908)
از امام صادق روايت شده كه گفت
٧٨ ص
(١٢٦)
(909)
سليم بن قيس هلالى گفته
٧٩ ص
(١٢٧)
(910)
جابر بن عبد الله أنصارى گفته
٨٠ ص
(١٢٨)
(911)
ابو حمزه ثمالى از امام محمد باقر(ع) روايت كرده كه مىگفت
٨٠ ص
(١٢٩)
(912)
زرارة بن أعين گفته
٨٠ ص
(١٣٠)
(913)
سماعة بن مهران گفته
٨١ ص
(١٣١)
(914)
تميم بن بهلول گفته
٨١ ص
(١٣٢)
(915)
از امام باقر روايت شده كه گفت
٨٢ ص
(١٣٣)
(916)
و به همين اسناد گفت كه پيامبر به ياران خود گفته
٨٢ ص
(١٣٤)
(917)
زراره گفته
٨٣ ص
(١٣٥)
(918)
از ابى بصير روايت شده كه گفت
٨٣ ص
(١٣٦)
(919)
از زراره روايت شده كه گفت
٨٣ ص
(١٣٧)
(920)
در مسواك كردن دوازده خاصيت است
٨٤ ص
(١٣٨)
(921)
حديث دوازده پرده
٨٦ ص
(١٣٩)
(922)
پرهيزگاران را دوازده نشانه است
٨٧ ص
(١٤٠)
(923)
بر دوازده تن درود مفرستيد
٨٨ ص
(١٤١)
(924)
پيامبر جعفر بن أبى طالب را دوازده گام استقبال كرد
٨٨ ص
(١٤٢)
(925)
در تابوت ژرف دوزخ دوازده تناند
٨٨ ص
(١٤٣)
(926)
بر خوان دوازده چيز است
٨٩ ص
(١٤٤)
(927)
ماههاى سال دوازده است
٨٩ ص
(١٤٥)
(928)
از عبد الله بن عمر روايت شده كه گفته
٩٠ ص
(١٤٦)
(929)
محمد بن ابى عمير از امام صادق(ع) روايت كرده
٩١ ص
(١٤٧)
(930)
شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت
٩٢ ص
(١٤٨)
(931)
نامهاى ساعات شب و روز
٩٢ ص
(١٤٩)
(932)
بروج چرخ دوازده است، بيابانهاى بزرگ دوازده است، درياهاى كلان دوازده است، جهانها
نيز دوازده است
٩٤ ص
(١٥٠)
(933)
دوازده درمى از پيامبر
٩٥ ص
(١٥١)
(934)
سرشناسان پيامبر بر مردم مدينه دوازده تن بودند
٩٦ ص
(١٥٢)
بابهاى سيزدهگانه
٩٩ ص
(١٥٣)
(935)
مسخشدگان سيزده گونه جانوراند
٩٩ ص
(١٥٤)
(936)
پسر بچه از سيزده تا چهارده سالگى رسيده مىگردد
١٠١ ص
(١٥٥)
(937)
سيزده منش از فضائل امير المؤمنين عليست
١٠٢ ص
(١٥٦)
بابهاى منشهاى
چهاردهگانه
١٠٤ ص
(١٥٧)
(938)
در خضاب كردن چهارده منش است
١٠٤ ص
(١٥٨)
(939)
غسل در چهار ده جا رسيده
١٠٤ ص
(١٥٩)
(940)
ياران عقبه كه براى كشتن پيامبر كمين كرده بودند چهاردهتناند
١٠٥ ص
(١٦٠)
بابهاى منشهاى
پانزدهگانه
١٠٧ ص
(١٦١)
(941)
هر گاه مردمان پانزده منش را به جاى آورند گرفتارى بر ايشان چيره گردد
١٠٧ ص
(١٦٢)
(942)
كودك در ميان پانزده، شانزده سالگى به روزه وادار مىشود
١٠٧ ص
(١٦٣)
(943)
كسانى كه ايام تشريق در منى هستند پس از پانزده نماز تكبيرات بگويند
١٠٨ ص
(١٦٤)
(944)
پاداش آنكه پانزده روز از ماه رجب را روزه بدارد
١٠٨ ص
(١٦٥)
(945)
نوره كشيدن در هر پانزده روز لازم است
١٠٩ ص
(١٦٦)
باب منشهاى
شانزدهگانه
١١٠ ص
(١٦٧)
(946)
- حق دانا شانزده چيز است
١١٠ ص
(١٦٨)
(947)
شانزده چيز تهى دستى آرد و هفده چيز فراخ روزى
١١١ ص
(١٦٩)
(948)
شانزده چيز از فرزانگىست
١١٢ ص
(١٧٠)
(949)
شانزده دسته از پيروان محمد
١١٣ ص
(١٧١)
باب منشهاى هفدهگانه
١١٦ ص
(١٧٢)
(950)
- غسل براى هفده جا رسيده
١١٦ ص
(١٧٣)
باب منشهاى
هيجدهگانه
١١٧ ص
(١٧٤)
(951)
امير المؤمنين هيجده منقبت دارد
١١٧ ص
(١٧٥)
(952)
آنچه خدا بدان شخص هيجده ساله را سرزنش كرده
١١٧ ص
(١٧٦)
باب منشهاى
نوزدهگانه
١١٨ ص
(١٧٧)
(953)
نوزده كلمه است كه هر گرفتارى به آنها دعا كند گرفتاريهاى او برطرف شود
١١٨ ص
(١٧٨)
(954)
نوزده حكم از زنان ساقط است
١١٩ ص
(١٧٩)
(955)
نوزده پرسش كه امام صادق در مجلس منصور از پزشك هندى پرسيد
١٢١ ص
(١٨٠)
باب منشهاى
بيستگانه و ما فوق آن
١٢٤ ص
(١٨١)
(956)
در دوستى خاندان پيامبر بيست منش است
١٢٤ ص
(١٨٢)
(957)
مؤمن نزد خدا بيست منش دارد
١٢٥ ص
(١٨٣)
(958)
پاداش آنكه بيست بار حج گزارده
١٢٦ ص
(١٨٤)
(959)
بيست و سه منش پسنديده از امام على بن الحسين
١٢٧ ص
(١٨٥)
(960)
آنچه در باره شب 21 و 23 رمضان رسيده
١٢٩ ص
(١٨٦)
(961)
از بيست و چهار چيز منع شده است
١٣٠ ص
(١٨٧)
(962)
نماز جماعت بيست و پنج درجه از نماز فرادى برتر است
١٣٠ ص
(١٨٨)
(963)
در نماز بيست و نه منش است
١٣١ ص
(١٨٩)
(964)
در دانش بيست و نه سود است
١٣١ ص
(١٩٠)
(965)
چيزهايى كه أبو ذر از پيامبر پرسيد
١٣٤ ص
(١٩١)
بابهاى منشهاى
سىگانه
١٣٦ ص
(١٩٢)
(966)
- پيشوا سى نشانه دارد
١٣٦ ص
(١٩٣)
(967)
و در حديث ديگرى گفته؟
١٣٨ ص
(١٩٤)
(968)
رمضان سى روز است و هرگز كمتر نگردد
١٤٠ ص
(١٩٥)
(969)
زنانى كه در كتاب و سنت حرام شده سى و چهار گونهاند
١٤١ ص
(١٩٦)
(970)
خدا از آدينه تا آدينه ديگر سى و پنج نماز بر مردمان واجب گردانيده
١٤٢ ص
(١٩٧)
بابهاى منشهاى چهلگانه
و اندى
١٤٣ ص
(١٩٨)
(971)
- بادهگسار تا چهل روز نماز وى پذيرفته نمىشود
١٤٣ ص
(١٩٩)
(972)
روزه بر چهل گونه است
١٤٥ ص
(٢٠٠)
(973)
آنكه پيش از خود در باره چهل تن از برادران خود دعا كند سپس براى خود
١٤٧ ص
(٢٠١)
(974)
آنكه پس از مرگ وى چهل تن از مؤمنين به نيكى وى گواهى دهند
١٤٧ ص
(٢٠٢)
(975)
در نهى از دور نكردن موى زهار بيشتر از چهل روز
١٤٧ ص
(٢٠٣)
(976)
زمين تا چهل روز از بول ختنه نكرده پليد مىشود
١٤٨ ص
(٢٠٤)
(977)
در حكم آنكه كنيز بستاند و هر چهل روز يك بار با وى مباشرت نكند و او عمل حرام كند
١٤٨ ص
(٢٠٥)
(978)
ديه سگ شكارى چهل درم است
١٤٨ ص
(٢٠٦)
(979)
خدا ميان دو جمله كفر آميز به فرعون چهل سال فرصت داد
١٤٩ ص
(٢٠٧)
(980)
استغفارى كه چهل گناه بزرگ بدان آمرزيده مىشود
١٤٩ ص
(٢٠٨)
(981)
رحم و خويشاوندى تا چهل پشت است
١٥٠ ص
(٢٠٩)
(982)
چون امام دوازدهم آشكار شود خدا بهر شيعهيى نيروى چهل مرد دهد
١٥٠ ص
(٢١٠)
(983)
كسى كه چهل حديث بر كند
١٥١ ص
(٢١١)
(984)
امام صادق(ع) گفته
١٥١ ص
(٢١٢)
(985)
هر نعمتى كه خدا به تو داده آن را سپاس كنى
١٥٢ ص
(٢١٣)
(986)
پيرامون مسجد چهل ارش است كه به تازى ذراع گويند و همسايگى تا چهل سرا باشد از
چهار سوى
١٥٣ ص
(٢١٤)
(987)
آنكه چهل سال يا بيشتر زندگى كند
١٥٥ ص
(٢١٥)
(988)
پيامبر
١٥٦ ص
(٢١٦)
(989)
پاداش آنكه چهل بار حج گزارده است
١٥٦ ص
(٢١٧)
(990)
استدلال امير المؤمنين على با ابو بكر
١٥٨ ص
(٢١٨)
(993)
احتجاج امير المؤمنين على با مخالفين خود در كار خلافت
١٦٤ ص
(٢١٩)
(994)
على گفت
١٦٦ ص
(٢٢٠)
(995)
على گفت
١٦٨ ص
(٢٢١)
(996)
على گفت
١٧١ ص
(٢٢٢)
(997)
پيامبر گفت
١٧٤ ص
(٢٢٣)
بابهاى منشهاى
پنجاهگانه و بالاتر
١٧٨ ص
(٢٢٤)
(998)
پنجاه حقى كه امام على بن الحسين به يكى از ياران خود نگاشته
١٧٨ ص
(٢٢٥)
(999)
حق نمازگزارى، آنست كه بدانى روى به درگاه خدا آوردهيى،
١٨١ ص
(٢٢٦)
(1000)
و حق آزادكننده تو كه بر تو حق نعمت دارد -
١٨٤ ص
(٢٢٧)
(1001)
و حق بستانكارى كه خواسته خود مىخواهد،
١٨٦ ص
(٢٢٨)
(1002)
پنجاه منش از منشهاى گراينده است
١٨٧ ص
(٢٢٩)
(1003)
پاداش آنكه پنجاه حج گزارده باشد
١٨٨ ص
(٢٣٠)
بابهاى منشهاى
هفتادگانه و بالا
١٩٠ ص
(٢٣١)
(1004)
امير المؤمنين على(ع) هفتاد هنر دارد كه كسى از مردمان در آنها با وى شريك نيستند
١٩٠ ص
(٢٣٢)
(1005)
ادامه روايت
١٩٣ ص
(٢٣٣)
(1006)
ادامه روايت
١٩٦ ص
(٢٣٤)
(1007)
ادامه روايت
١٩٨ ص
(٢٣٥)
(1008)
ادامه روايت
٢٠١ ص
(٢٣٦)
(1009)
ادامه روايت
٢٠٣ ص
(٢٣٧)
(1010)
پاداش آنكه در قنوت نماز وتر هفتاد بار آمرزش خواهد
٢٠٤ ص
(٢٣٨)
(1011)
پاداش آنكه پس از نماز بام هفتاد بار آمرزش خواهد
٢٠٤ ص
(٢٣٩)
(1012)
پاداش آنكه در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار آمرزش خواهد
٢٠٥ ص
(٢٤٠)
(1013)
درفش ستايش هفتاد تكه دارد
٢٠٦ ص
(٢٤١)
(1014)
سود خوارگى هفتاد جزء است
٢٠٦ ص
(٢٤٢)
(1015)
گفتار بندهيى كه هفتاد سال در دوزخ بود
٢٠٧ ص
(٢٤٣)
(1016)
پيروان اسلام هفتاد و دو گروه گردند
٢٠٧ ص
(٢٤٤)
(1017)
رواياتى كه امت را هفتاد و سه گروه دانسته
٢٠٨ ص
(٢٤٥)
(1018)
هفتاد و سه منش راجع به زنان و آداب ايشان است
٢٠٩ ص
(٢٤٦)
(1019)
ادامه روايت
٢١١ ص
(٢٤٧)
(1020)
خدا به خرد هفتاد و پنج سپاه داد و به جهل نيز هفتاد و پنج سپاه
٢١٢ ص
(٢٤٨)
(1021)
ادامه روايت
٢١٣ ص
(٢٤٩)
باب منشهاى
هشتادگانه و ما فوق
٢١٥ ص
(٢٥٠)
(1022)
- براى امير المؤمنين على هشتاد آيه نازل شد كه كسى را در آنها با وى انبازى نبود
٢١٥ ص
(٢٥١)
(1023)
پيامبر در حد بادهگسارى هشتاد تازيانه زد
٢١٥ ص
(٢٥٢)
(1024)
در نمازهاى پنجگانه نود و پنج تكبير است
٢١٦ ص
(٢٥٣)
(1025)
خداى را نود و نه نام است
٢١٦ ص
(٢٥٤)
(1026)
پاداش صد بار«لا اله الا الله» و صد بار استغفار
٢١٧ ص
(٢٥٥)
باب منشهاى از يك تا
صد
٢١٩ ص
(٢٥٦)
(1027)
- پرسشها مرد جهودى از على
٢١٩ ص
(٢٥٧)
(1028)
ادامه روايت
٢٢١ ص
(٢٥٨)
(1029)
ادامه روايت
٢٢٣ ص
(٢٥٩)
(1030)
از يكى از پيروان خاندان پيامبر
٢٢٤ ص
(٢٦٠)
(1031)
پيامبر صد و بيست بار به معراج رفت
٢٢٥ ص
(٢٦١)
(1032)
صد و بيست گونه ميوه
٢٢٥ ص
(٢٦٢)
(1033)
اهل بهشت صد و بيست دستهاند
٢٢٥ ص
(٢٦٣)
(1034)
هر كه همه قرآن را بر كند هر ساله دويست دينار زر سرخ از بيت المال حقوق دريافت
مىكرد
٢٢٦ ص
(٢٦٤)
(1035)
سال سيصد و شصت روز است
٢٢٦ ص
(٢٦٥)
(1036)
مستحب است آنكه به مكه مىرود به شماره سال 360 بار طواف كند و هر گاه نتواند 360
دور طواف كند
٢٢٦ ص
(٢٦٦)
(1037)
منشهايى از شرايع دين اسلام
٢٢٧ ص
(٢٦٧)
(1038)
نمازهاى واجب عبارت است از
٢٢٩ ص
(٢٦٨)
(1039)
بيشتر ايام حيض زن تا ده روز است و كمترين آن سه روز،
٢٣٢ ص
(٢٦٩)
(1040)
و نيكى رسانيدن به پدر و مادر واجب است
٢٣٤ ص
(٢٧٠)
(1041)
مسلمان تا امكان دارد بايد از گناههاى كبيره اجتناب كند و آنها از اين قرار است
٢٣٦ ص
(٢٧١)
بابهاى منشهاى چهار
صدگانه
٢٣٨ ص
(٢٧٢)
(1042)
امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
٢٣٨ ص
(٢٧٣)
باب منشهاى بعد از
هزار
٢٦٩ ص
(٢٧٤)
(1058)
دو هزار سال قبل از آفرينش آسمان و زمين نوشته شده
٢٦٩ ص
(٢٧٥)
(1059)
نماز چهار هزار باب دارد
٢٦٩ ص
(٢٧٦)
(1060)
هفت هزار سال قبل از آفرينش آدم بر ساق عرش نوشته شده
٢٧٠ ص
(٢٧٧)
(1061)
كسى كه روايت كرده خدا دوازده هزار عالم دارد
٢٧١ ص
(٢٧٨)
(1062)
اصحاب پيامبر
٢٧١ ص
(٢٧٩)
(1063)
نورى كه پيش از آفرينش آدم نزد خدا بود
٢٧١ ص
(٢٨٠)
(1064)
ياد آورى نورى كه ميان دو شانه محمد فرشته نوشته شده بود بيست و دو هزار سال قبل
از آفرينش آدم
٢٧٢ ص
(٢٨١)
(1065)
خدا صد و بيست و چهار هزار پيامبر و صد و بيست و چهار هزار وصى بيافريد
٢٧٢ ص
(٢٨٢)
(1066)
خدا با موسى(ع) صد و بيست و چهار هزار كلمه املاء كرد
٢٧٣ ص
(٢٨٣)
(1067)
پيامبر
٢٧٣ ص
(٢٨٤)
(1068)
اصبغ بن نباته گفته
٢٧٤ ص
(٢٨٥)
(1069)
عبد الله بن عمر گفته
٢٧٤ ص
(٢٨٦)
(1070)
موسى بن بكر گفته
٢٧٥ ص
(٢٨٧)
(1071)
بكير بن اعين گفته
٢٧٥ ص
(٢٨٨)
(1072)
اصبغ بن نباته گفته
٢٧٦ ص
(٢٨٩)
(1073)
زرارة گفته
٢٧٧ ص
(٢٩٠)
(1074)
اصبغ بن نباته گفته
٢٧٧ ص
(٢٩١)
(1075)
از عبد الله بن هلال روايت شده كه گفت
٢٧٧ ص
(٢٩٢)
(1076)
ابو بصير گفته
٢٧٨ ص
(٢٩٣)
(1077)
بشير دهان از امام صادق(ع) روايت كرده
٢٧٨ ص
(٢٩٤)
(1078)
مرازم بن حكيم ازدى از امام صادق(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٧٨ ص
(٢٩٥)
(1079)
حارث بن مغيره از امام صادق(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٧٩ ص
(٢٩٦)
(1080)
أبو بكر محمد بن الحضرمى از امام محمد باقر(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٧٩ ص
(٢٩٧)
(1082)
أبو بصير از امام صادق(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٧٩ ص
(٢٩٨)
(1083)
ابان بن تغلب از امام صادق(ع) روايت كرده كه او مىگفت
٢٨٠ ص
(٢٩٩)
(1084)
عبد الحميد بن أبى الديلم از امام صادق(ع) روايت كرده كه او مىگفت
٢٨٠ ص
(٣٠٠)
(1085)
ذريح محاربى از امام صادق(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٨٠ ص
(٣٠١)
(1086)
عبد الله بن مغيره از امام محمد باقر(ع) روايت كرده كه مىگفت
٢٨١ ص
(٣٠٢)
(1087)
عبد الله بن ميمون قداح از امام جعفر صادق(ع) روايت كرده
٢٨١ ص
(٣٠٣)
(1088)
جابر بن يزيد جعفى از امام محمد باقر(ع) روايت كرده كه او مىگفت
٢٨١ ص
(٣٠٤)
(1089)
ذريح بن يزيد محاربى گفته از امام صادق(ع) شنيدم كه مىگفت
٢٨٢ ص
(٣٠٥)
(1090)
أبو حمزه ثمالى از على بن الحسين(ع) روايت كرده كه او مىگفت
٢٨٢ ص
(٣٠٦)
(1091)
اصبغ بن نباته گفته از على شنيدم كه مىگفت
٢٨٢ ص
(٣٠٧)
(1092)
بكر بن حبيب از امام محمد باقر(ع) روايت مىكند كه گفت
٢٨٣ ص
(٣٠٨)
(1093)
سليمان بن مهران از امام جعفر بن محمد روايت كرده
٢٨٣ ص
(٣٠٩)
باب منشهاى هزار و
بعد از هزار
٢٨٤ ص
(٣١٠)
(1094)
خدا هزار هزار جهان و هزار هزار انسان بيافريد
٢٨٤ ص
(٣١١)
مقدمه اعلام خصال
٢٨٧ ص
(٣١٢)
اعلام خصال صدوق
٢٨٩ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٢٩ - (٩٦٠) آنچه در باره شب ٢١ و ٢٣ رمضان رسيده
ترجمه
(٩٦٠) آنچه در باره شب ٢١ و ٢٣ رمضان رسيده
- فضل بن يسار گفته: امام محمد باقر رسم وى چنان بود كه هر گاه شب ٢١ و ٢٣ رمضان رسيدى از سر شب تا نيمه شب به دعا مشغول شدى و چون شب به نيمه رسيدى به نماز پرداختى. سليمان جعفرى گفته: امام موسى بن جعفر مىگفت در بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بگزار در هر ركعتى حمد را يك بار و قل هو اللَّه را ده بار بخوان. امام صادق ٧ گفته: شب قدر اول سال آينده و آخر سال گذشته است. صدوق گفته: پيران ما همداستاناند بر آنكه شب قدر شب بيست و سوم رمضان است و غسل آن از اول شب است تا آخر آن. حسان بن مهران گفته: امام صادق مىگفت: «شب قدر را در ميان بيست و يكم و بيست و سوم بجوى».