ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠٢
اسلام بود پس از استقرار اسلام در ايران در مرو ساكن شد در سال ٦٣ هجرى همانجا درگذشت صدوق در خصال در باب ١٢ از او نام برده است. در تنقيح المقال وى را صحابى ثقة گفته است.
بنو اميه- طائفهى از قريشاند از دودمان عبد- شمس بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهداند. عبد شمس بن عبد مناف جد بنى اميه و هاشم بن عبد مناف جد بنى هاشم توامان از مادر زاييده شدند و با يكديگر چسبيده بودند اين دو را از هم جدا كردند خون بسيارى روان شد اين را حمل بر آن كردند كه ميان دودمان اين دو برادر خونريزى خواهد شد. مشهوران اين سلسله عبارتاند:
١ معاوية بن ابو سفيان ٢ يزيد بن معاويه ٣ معاوية بن يزيد ٤ مروان بن حكم ٥ عبد الملك بن مروان ٦ وليد بن عبد الملك، سليمان بن عبد الملك ٧ عمر بن عبد العزيز بن مروان ٨ يزيد بن عبد الملك ٩ هشام بن عبد الملك ١٠ ابراهيم بن وليد بن عبد الملك ١١ مروان بن محمد بن مروان معروف به حمار كه از سال ٤١ هجرى تا ١٣٢ هجرى ادامه داشت.
براؤ بن معرور الانصارى الخزرجى التميمى- از اصحاب رسول اكرم است و نخستين كسىست كه در عقبه در ميان گروه هفتاد نفرى مردم مدينه دست بيعت به پيامبر داد و اظهار پشتيبانى كرد وفاتش در سال دهم هجريست، در تنقيح المقال در حق وى گفته: فى اعلى الحسن. در خصال در باب سوم نامش آمده.
براؤ بن عازب الانصارى الاوسى- از اصحاب رسول است، در چهارده غزوه با پيامبر بود و فتح رى در سال ٢٤ هجرى به دست او واقع شده است، بعدا از طرفداران على شد. اواخر عمر در كوفه ساكن شد و به سال ٦٥ هجرى در آنجا درگذشت. در تنقيح المقال در حق وى گفته: فيه مدح و ذم و لا يبعد حسنه. و وى را برادرى بود بنام عبيد نامش در باب هفتم خصال آمده است.
البزنطى- او احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطىست.
و از اصحاب امام على بن موسى الرضا بود. و نزد امام منزلتى داشته. در اعتبار حديثى وى نوشته:
ثقة جليل القدر بود. و بزنطى منسوب به بزنط به فتح باء و از نام جايىست كه در آنجا جامههاى بزنطى را از آنجا مىآورند. و چون وى فروشنده چنين جامههايى بود از اينروى وى را بزنطى مىگفتند.
بلال الحبشى- وى بلال بن رباح مكنى به ابى عبد اللّه يا ابى عمر و يا ابى عبد الكريم است. وى آزاد شده رسول اكرم است و از اصحاب وى و بانگى او در جنگ بدر حاضر بود به سال ١٨ هجرى در دمشق به طاعون درگذشت و همانجا مدفون شد. ابو بكر خليفه وى را از بنى جمح خريد و آزاد كرد از اينرو به بلال التميمى معروف شد. در تنقيح المقال در حق وى گفته:
ثقة و برخى ويرا چنانكه گفتم آزاد كرده رسول نوشتهاند. در خصال در باب چهارم نامى از وى آمده است.
بنان بن محمد بن عيسى- صدوق در خصال در باب ششم از وى روايت كرده است. مقدس اردبيلى وى را مهمل معرفى كرده و كاظمى او را مجهول گفته.
مامقانى وى را حسن نوشته.
بنان التبان الغائى- وى يكى از هفت تنىست كه شياطين بر دلهاى ايشان فرود آمده است و از غلات بودند. صدوق در باب هفتم خصال نام ويرا برده. در